15 - * ( وَجَعَلُوا لَه مِنْ عِبادِه جُزْءاً ) * اين متصل است به آيه وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ يعنى اگر پرسى از اهل عناد و جدال كه خالق آسمان و زمين كيست ايشان معترف شوند به او سبحانه و بخالقيت او اقرار نمايند و با وجود اين حال بگردانند ، يعنى حكم كنند از براى او سبحانه از بندگان او پاره اى از او يعنى گويند كه فرشتگان دختران اويند و چون در ميان عرب شايعست كه ( الولد بضعة من والده و جزء له ) پس تسميه جزء بولد به اين اعتبار است و از غايت جهالت كفار است كه بعد از اقرار بخالقيت و غالبيت او از براى او اثبات ولد ميكنند و نميدانند كه ولادت صفت اجسام است و او خالق همه جسمها پس چگونه نسبت اولاد با او توان داد * ( إِنَّ الإِنْسانَ ) * بدرستى كه آدمى يعنى اكثر ايشان كه كفارند * ( لَكَفُورٌ مُبِينٌ ) * هر آينه بغايت ناسپاسى است آشكار چه نسبت ولد به او كفر است و كفر اصل همهء كفران .
16 - * ( أَمِ اتَّخَذَ ) * معنى همزه انكار و تعجب شأن ايشانست از حيثيت آنكه اقتناع به نسبت ولد نموده اخس و انقص اولاد كه اناثاند به او نسبت ميكنند ، و معنى آنست كه آيا فرا گرفته است خداى تعالى براى خود * ( مِمَّا يَخْلُقُ ) * از آنچه ميآفريند * ( بَناتٍ ) * دختران كه در نهايت دنائت و پستىاند * ( وَأَصْفاكُمْ ) * و برگزيده و خاص گردانيده شما را * ( بِالْبَنِينَ ) * به پسران كه اشرف و اكملند و كدام عاقل اعتقاد كند كه ولد خداوند ادنى و انقص باشد از ولد بنده و به جهت انقصيت بنات است كه ابغض اشياءاند نزد ايشان چنان كه ميفرمايد :
17 - * ( وَإِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ ) * و چون خبر داده شود يكى از مشركان كه نسبت بنات به او سبحانه ميدهند چون قوم بنى مليح * ( بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ ) * بجنسى كه گردانيده از براى خداى بخشنده * ( مَثَلًا ) * شبه و مانند يعنى بناتى كه نسبت آنها به خدا ميكنند و آن مستلزم ، وصفيت او سبحانه است به مثل و شبه چه ناچار است كه ولد از جنس والد باشد و مشابه و مماثل او ، مراد آنست كه ايشان اين جنس را نسبت به خدا ميدهند و حال آنكه چون يكى از ايشان را گويند كه تو را دخترى متولد شده او مغموم شود * ( ظَلَّ وَجْهُه ) * بگردد روى او * ( مُسْوَدًّا ) * سياه شده از غايت ضجرت و غم و محنت * ( وَهُوَ كَظِيمٌ ) * و در حالتى كه او پر است از خشم و اندوه يعنى غم و غصه بدل فرو مىخورد به جهت عدم قدرت بر انتقام هر گاه كه نسبت دختر به او به اين مرتبه باشد پس چگونه و بچه وجه آن را به خدا تجويز مينمايد ، وجه تعريف بنين همچنانست كه در يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ مذكور شد و چون عرب هميشه بشجاعت و فصاحت فخر كردندى و در غلبيت در حجت بر خصوم افتخار نمودندى و كسى كه متصف به اين صفت نبودى و در زينت و نعومت بسر بردى هم چنان كه صفات ربّات الحجال است نزد ايشان منكوب و مخذول بودى از اينجهت حق سبحانه مذمت بنات به اين صفت مذمومه مىكند و به جهت اين توبيخ كفار مينمايد به نسبت دادن آنها بوى و ميفرمايد كه :
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٤٠