تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
از قبيل عطف خاص است بر عام ، و بنا بر قول سيم عطف تفسير است ، و مراد باسائتى كه متعلق عفو است اسائتيست كه راجع بنفس عاصى باشد چه اگر متعلق بحقوق اللَّه بود چون ارتداد و شرب خمر و زنا و و غير آن امام را جايز نيست كه از آن عفو كند . 38 - * ( وَالَّذِينَ اسْتَجابُوا ) * و براى آنان كه اجابت كردند * ( لِرَبِّهِمْ ) * مر پروردگار خود را مراد انصارند كه حضرت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم ايشان را بايمان خواند فى الحال بطوع و رغبت قبول آن نمودند * ( وَأَقامُوا الصَّلاةَ ) * و بپاى داشتند نماز را در اوقات خود با شرايط و اركان و چون ايشان پيش از مهاجرت حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم از مكه بمدينه بىمشورت يكديگر در هيچ امرى قيام نمينمودند و به جهت ميامن مشورت بود كه در خانه ابو ايوب مجتمع شدند و اتفاق نمودند بر ايمان آوردن به حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم و نصرت دادن او از اينجهت حق سبحانه مدح ايشان نمود بر اين صفت و فرمود كه * ( وَأَمْرُهُمْ ) * و كار ايشان * ( شُورى ) * مشورت كردنست * ( بَيْنَهُمْ ) * ميان ايشان و مراد بمشاوره معارضه است در كلام به جهت ظهور حق يعنى هر گاه كه كارى كنند بصواب ديد يكديگر كنند به جهت فرط تدبر و تيقظ ايشان در امور و اصلا منفرد نشوند در آن * ( وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ ) * و آنچه عطا كرده‌ايم ايشان را از اموال مباحه * ( يُنْفِقُونَ ) * نفقه ميكنند و در مرضات ما صرف مينمايند ، و مرويست از حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه ما شقى عبد قط بمشورة و لا سعد باستبداد هرگز بدبخت نشود بنده اگر بمشورت در امرى خوض كند و هرگز نيكبخت نگردد اگر به خودى خود در امرى قيام نمايد ، و نيز فرمود كه ما خاب من استخار و ماندم من استشار نوميد نگردد هر كه استخاره مىكند و پشيمان نشود هر كه مشورت مىكند ، و نيز از آن حضرت مرويست كه ما من رجل يشاور أحدا الا هدى الى الرشاد هيچ مردى مشورت نكند با يكى مگر كه هدايت كرده شود بطريق صواب . 39 - * ( وَالَّذِينَ ) * و براى آنان كه * ( إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ ) * چون ايشان را بر سد ستمى از كفار * ( هُمْ يَنْتَصِرُونَ ) * ايشان از دشمنان خود انصاف بستانند و انتقام بكشند و سر بمذلت و خوارى فرود نيارند زيرا كه انتقام از كفار فرض است و جهاد كردن با ايشان واجب و لازم در اينكلام وصف ايشان مينمايد بشجاعت بعد از وصف ايشان بساير اصول فضائل و اين صفت مخالف وصف ايشان بغفران نيست زيرا كه آن منبئ است از عجز مغفور و انتصار بر مقاومت خصم و حلم نمودن در حق عاجز محمود است و در حق متغلب مذموم زيرا كه آن اغراء است بر بغى پس وصف ايشان بانتصار به جهت منع تعديست و مرويست كه نخعى اين آيه را تلاوت نمود گفت ايشان كراهت داشتند از آنكه اذلال نفس خود كنند تا فساق بر ايشان جرأت ننمايند ، و شبهه نيست در آنكه هر كه اخذ حق خود كند بدون تعدى از حد الهى او مطيع مأمور به خواهد بود و هر مطيعى محمود است ، و ابو مسلم انتصار را بمعنى تناصر حمل كرده
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 228 | الملا فتح الله الكاشاني