تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
ميشد كه امر به عكس آنچه الحال مردمان بر آنند منقلب ميگشت فحينئذ بسط بعضى دون بعضى مثل بسط همه كس نباشد چه فساد در اين جا اغلب و اكثر است و چون معلوم شد كه بسط و فقر بحسب مصالح عباد است پس حكمت در بسط رزق جماعتى كه بغى از ايشان صادر مىشود يا آنست كه منشأ بغى ايشان نه بسط است بلكه حال ايشان نزد صدور بغى در حال بسط و فقر مساوى است و يا آنست كه اگر ايشان مبسوط الرزق نميبودندى حال ايشان در بغى اسوء ميبودى و اللَّه أعلم و احكم بالصواب . 28 - * ( وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ ) * و او آن كسى است كه فرو ميفرستد بارانى را كه مغيث ايشانست در قحط و جدب * ( مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا ) * از پس آنكه نوميد شده باشند از آمدن آن * ( وَيَنْشُرُ رَحْمَتَه ) * و پراكنده مىكند رحمت واسعه خود را كه آن بركات غيث و منافع آنست از اثمار و حبوب يعنى باران را در جبال و صحارى منتشر ميگرداند تا منشأ نبت نباتات و نشو اشجار شود و اقوات عباد از آن حاصل گردد * ( وَهُوَ الْوَلِيُّ ) * و او است متولى كار بندگان بنشر رحمت و احسان و مدبر امور ايشان بارسال امطار در اكناف و اقطار * ( الْحَمِيدُ ) * ستوده شده به زبان آفريدگار يا جزا دهنده ستايش كنندگان ، و بدانكه ايثار غيث بر مطر به جهت آنست كه مطر اعم از آنست كه منشأ نفع باشد يا ضرر بخلاف غيث كه آن موجب نفع فقط است ، و وجه انزال آن بعد از قنوط به جهت آنست كه آن ادعى است بشكرگذارى و سپاس دارى منعم حقيقى و اقرب بتعظيم او . 29 - * ( وَمِنْ آياتِه ) * و از جمله نشانهاى قدرت و دلايل حكمت او * ( خَلْقُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * آفريدن آسمانها و زمينها است چه آنها بذات و صفات دلالت صريح دارند بر وجود صانع قادر حكيم * ( وَما بَثَّ ) * و آفريدن آنچه پراكنده است ، و ميتواند بود كه اين عطف باشد بر خلق نه بر مدخول آن يعنى از نشانهاى قدرت او آن چيزيست كه منتشر است * ( فِيهِما ) * در آسمانها و زمينها * ( مِنْ دابَّةٍ ) * از جنس جنبنده مراد جميع آفريدگانست از قبيل اطلاق سبب براى مسبب پس شامل ملائكه و جن و انس و ساير حيوانات باشد ( 1 ) و ميتواند بود كه مراد به آن ما يدب فى الارض باشد از انواع حيوانات چه جايز است نسبت دادن شيء بجميع آنچه مذكور شده باشد و اگر چه آن متلبس ببعضى از آن شده باشد چنان كه ميگويند كه بنو فلان فعلوا كذا و حال آنكه بعضى از آن انكار كرده باشند * ( وَهُوَ ) * و او سبحانه * ( عَلى جَمْعِهِمْ ) * بر فراهم آوردن ايشان در عرصهء محشر بعد از اماته ايشان * ( إِذا يَشاءُ ) * در
هامش
( 1 ) وجه دوم كه مراد از دابة مطلق جنبده باشد اولى و اظهر است و وجهى براى تقييد به ( فى الارض ) نيست جز آنچه ارباب هيئت قديمه راجع بافلاك و ستارگان توهم كرده بودند و مخلوقات زنده و جنبنده را در زمين ميدانستند و كلمهء دابه را به ما يدب فى الارض تفسير ميكردند ولى بنا بر عقيدهء علماء هيئت جديد در باب اجرام سماوى و كرات آسمانى ، ديگر نيازمند به قيد ( فى الارض ) نيستيم چه علماء و حكما امروزى استكشاف كرده‌اند كه در بسيارى از اين كرامات معلقه موجودات زنده اى هست كه مانند حيوانات و طيور و حشرات زمين جنبش و حركت ميكنند و اين هم يكى از اعجازهاى علمى قرآن بشمار ميآيد .