تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
پس از براى نفس او است يعنى منفعت و ثواب آن راجع است به او نه به غير او * ( وَمَنْ أَساءَ ) * و هر كه عمل بد كند از فسق و معصيت * ( فَعَلَيْها ) * پس بر او است يعنى و بال و عقاب آن ملحق است به او * ( وَما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ ) * و نيست پروردگار تو ستم كننده * ( لِلْعَبِيدِ ) * مر بندگان را كه فراخور عمل خود مكافات نكند و ثواب طاعت كسى را به غير دهد و به جهت معصيت شخص غيرى را عقوبت فرمايد ، و بدانكه * ( بِظَلَّامٍ ) * در اينمقام از براى مبالغه نفى است نه منفى كه مستلزم بقاى اصل ظلم است ، و در طبرسى آورده كه ايثار آن بر ظلم اشعار است بر آنكه صدور ظلم قليل از كسى كه غنى مطلق باشد و عالم بقبح آن در نهايت عظمت است چه جاى صدور ظلم عظيم از او ، و ديگر تنبيه است بر آنكه مؤاخذه كسى بگناه غيرى و اثابت شخصى بطاعت ديگرى ظلمى عظيم است ، آورده‌اند كه كفار قريش به حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم گفتند كه اگر تو پيغمبرى و در وعيدى كه ما را مىنمايى از عذاب اخروى صادقى بگو كه قيامت كى خواهد بود آيه آمد كه : الجزء الخامس و العشرون من الاجزاء الثلاثين 47 - * ( إِلَيْه يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ ) * بسوى خدا بازگردانيده مىشود دانستن قيامت نه به غير او پس جز از وى هيچكس عالم نيست به آنكه قيامت در چه زمان قايم شود * ( وَما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ ) * و بيرون نيايد هيچ ميوه و حفص * ( ثَمَراتٍ ) * خوانده به صيغه جمع يعنى هيچكدام از انواع ميوه بيرون نيايد و مىتواند بود كه ما موصوله باشد معطوف بر * ( السَّاعَةِ ) * و * ( مِنْ ) * بيانيه نه زايده ، يعنى بسوى خدا راجع است دانستن آنچه بيرون آيد از جنس ميوه ها * ( مِنْ أَكْمامِها ) * از غلافهاى خود * ( وَما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى ) * و بار نگيرد هيچ ماده از انسان و غيره از انواع حيوانات * ( وَلا تَضَعُ ) * و ننهند بار خود را در هيچ وقت * ( إِلَّا بِعِلْمِه ) * مگر در وقتى كه مقرونست بدانش خداى يعنى هم چنان كه علم قيامت خاصهء او است علم ثمار و نتايج نيز مخصوص است به او از حيثيت كيفيت اجزاء و كبر و صغر و طعوم و روايح و الوان و غير آن و از كيفيت انتقال اطفال در ارحام و ذكور و اناث و تماميت و ناقصيت و حسن و قبح و عدد ايام حمل و ساعت * ( وَيَوْمَ يُنادِيهِمْ ) * و روزى كه بخواند خداى مشركان را و از روى توبيخ و تقريع از ايشان سؤال كند كه * ( أَيْنَ شُرَكائِي ) * كجايند انبازان من كه بزعم و قول خود آنها را شريكان من مىپنداشتند و مىگفتند * ( قالُوا ) * مشركان * ( آذَنَّاكَ ) * اعلام كرديم ترا در جواب * ( أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ) * كه * ( ما مِنَّا ) * نيست از ما * ( مِنْ شَهِيدٍ ) * هيچ گواهى دهنده اى بر شركت ايشان زيرا كه ما امروز از ايشان تبرى كرده‌ايم و از روى يقين اعتراف نموده‌ايم به يگانگى تو ، يا آنكه نيست از ما هيچكس كه مشاهده كند شركاء