تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
را چنان كه مىفرمايد كه : 48 - * ( وَضَلَّ عَنْهُمْ ) * و گم شود از مشركان * ( ما كانُوا يَدْعُونَ ) * آنچه بودند كه ميپرستيدند * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از قيامت يعنى بتانى كه در دنيا پرستيدندى در آن روز نبينند ، و گويند كه ما مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ كلام شركاست نه مشركان يعنى شريكان گويند كه از ما هيچكس نيست كه گواهى دهد آنچه مشركان بما اسناد ميكردند از شرك و بنا بر اين تفسير معنى ضلالت شركا از ايشان عدم نفع ايشانست از آنها اگر چه بحسب ظاهر نزد آنها حاضر بوده باشند * ( وَظَنُّوا ) * و يقين دانند مشركان كه * ( ما لَهُمْ ) * نيست مر ايشان را * ( مِنْ مَحِيصٍ ) * هيچ گريزگاهى از عذاب و عقاب و جواز قيام ظن در مقام يقين در خبرى كه بمشاهده نباشد بسيار است ، و بدانكه چون بيان احوال اخرويه مشركان اهم بود از اينجهت او را مقدم داشته و بعد از ذكر آن مذمت شيمهء دنيويهء ايشان مىكند و مىگويد : 49 - * ( لا يَسْأَمُ الإِنْسانُ ) * ملول نمىشود كافر * ( مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ ) * از خواهش نيكى در اين جهان چون نعمت و صحت و خوشحالى و فراغت * ( وَإِنْ مَسَّه الشَّرُّ ) * و اگر برسد وى را بدى چون درويشى و بيمارى و پريشانى و كدورت * ( فَيَؤُسٌ ) * پس او شديد الياس است يعنى بسيار نوميد از روح و ريحان كه ناشى مىشود از فضل حضرت عزت * ( قَنُوطٌ ) * بسيار ظاهر كنندهء نااميدى از رحمت حضرت بارى ، و گويند كه يأس بمعنى نوميدى است از دعاء ، و قنوط بمعنى ظن بد يعنى كافر نااميد است از جانب دعا و بدگمان بپروردگار خود و يأس و قنوط از شيم كافرانست و از خصال گمراهان كقوله تعالى إِنَّه لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّه إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ و تكرار يأس و بيان ظهور اثر نوميدى كه در معنى قنوط است با وجود ايراد صيغه فعول كه موضوع است از براى مبالغه به جهت مبالغه است در يأس كافر . 50 - * ( وَلَئِنْ أَذَقْناه ) * و اگر بچشانيم آن كافر را * ( رَحْمَةً مِنَّا ) * بخششى از نزديك خود چون صحت و غنى * ( مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْه ) * از پس سختى كه به دو رسيده باشد از بيمارى و درويشى * ( لَيَقُولَنَّ هذا لِي ) * هر آينه گويند كه اين نيكى از براى منست ، يعنى به جهت عمل نيك مستحق آنم ، يا آنكه دايم اين نيكى مرا خواهد بود و زوال به آن نخواهد رسيد * ( وَما أَظُنُّ السَّاعَةَ ) * و گمان نمىبرم قيامت را * ( قائِمَةً ) * برخاسته يعنى حاضر شده مراد انكار او است از حشر و نشر * ( وَلَئِنْ رُجِعْتُ ) * و اگر باز گردانيده شوم * ( إِلى رَبِّي ) * بسوى پروردگار خود يعنى اگر بالفرض قيامت قايم شود هم چنان كه زعم مسلمانانست و مرا بر انگيزانند * ( إِنَّ لِي ) * بدرستى كه مرا باشد * ( عِنْدَه ) * نزديك خدا * ( لَلْحُسْنى ) * حالتى نيكوتر از آنچه امروز دارم از اصناف نعمت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 196 | الملا فتح الله الكاشاني