و كرامت زيرا كه استحقاق نعمت و كرامت دنيويه مرا ثابت است پس انواع اخرويه نيز بر اين قياس خواهد بود و از من منفك نخواهد شد ، و ثعلبى از حسن بن على عليهما السّلام نقل مىكند كه كافر را دو تمناى عجيب است يكى در دنيا كه مىگويد در قيامت نعم بهشت مرا خواهد بود و يكى در عقبى كه خواهد گفتا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً هيچكدام از اين متمنى وجود نخواهد گرفت و گويند اين آيه دربارهء وليد بن مغيره نازل گشته و بر هر تقدير حق سبحانه در جواب كافر ميفرمايد كه * ( فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * پس اختيار كنيم آنان را كه نگرويدند * ( بِما عَمِلُوا ) * به آنچه كردهاند از مساوى اعمال كه موجب عقوبت و نكالست يعنى بنمائيم بايشان عكس آنچه اعتقاد كرده بودند از اختصاص نعمت و كرامت بايشان به جهت فساد ظن ايشان بصدور اعمال حسنه از ايشان ، يعنى كافران تصور ميكنند كه سبب غنى و صحت ايشان اعمال حسنه ايست كه از ايشان صادر گشته و در آخرت نيز به جهت اين با نعمت و كرامت خواهند بود و حال آنكه فى نفس الامر اين قضيه به عكس باشد چه اعمالى كه از ايشان بظهور ميرسد از انفاق و نوازش فقرا به جهت رياى مردمان بود و طلب افتخار و استكبار نه به جهت طلب رضاى پروردگار ، پس به جهت اينعكس مطلوب ايشان بايشان نمائيم * ( وَلَنُذِيقَنَّهُمْ ) * و هر آينه بچشانيم ايشان را * ( مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ ) * از عذابى سخت و درشت كه از غايت كثرت گوئيا متراكم شده و بر بالاى هم نشسته كه ممكن نباشد خلاصى ايشان از آن ، پس نوعى ديگر از طغيان كافران و كفران ايشان خبر مىدهد و ميگويد كه :
51 - * ( وَإِذا أَنْعَمْنا ) * و چون انعام كنيم و ابواب نعم از صحت و ثروت بگشائيم * ( عَلَى الإِنْسانِ ) * بر آدمى كافر نعمت * ( أَعْرَضَ ) * روى بگرداند از شكرگزارى و به جهت مغرور شدن او به آن نعمت اصلا تصور نعمت نميكند و منعم حقيقى خود را فراموش كند * ( وَنَأى بِجانِبِه ) * و درو دارد جانب خود را از اداى شكرگزارى و اعتراف بنعم حضرت بارى به جهت تجبر و تكبر * ( وَإِذا مَسَّه الشَّرُّ ) * و چون برسد او را بدى از بيمارى و تنگدستى * ( فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ ) * پس او خداوند دعاى بسيار است يعنى روى آورنده است بدرگاه ما بدوام دعا و كثرت تضرع و ابتهال ، و بدانكه جانب در اينمقام نازل منزله نفس است از قبيل ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّه چه جهت و مكان شيء نازل منزلهء نفس آن شىء است چنان كه در جاى ديگر فرموده كه وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه كه بمعنى لمن خاف ربه ، است و از اينجاست كه در مكاتيب مرقوم مىشود كه حضرت فلان و جناب فلان و مجلس فلان و كتب الى جهت و الى جانبه العزيز و مراد نفس آن كس است و ذات او پس در اينمقام * ( نَأى بِجانِبِه ) * بمعنى نأى بنفسه است و استعمال آن در شأن متكبر و متجبر است و نظير اينست ذهب بنفسه و ذهبت به الخيلاء
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 197
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٩٧