تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
نخسى و خارخارى يعنى اگر شيطان به جهت زجر و منع تو از اين خصلت حسنه نيشى به تو رساند ، وسوسه دهد * ( فَاسْتَعِذْ بِاللَّه ) * پس پناه جوى بخداى از شر او * ( إِنَّه ) * بدرستى كه خداى * ( هُوَ السَّمِيعُ ) * اوست شنوا مر كسى را كه بگفتار استعيذ باللَّه مترنم شود * ( الْعَلِيمُ ) * دانا به نيت صلاح او پس بيان دلالات وحدت و قدرت مىكند مىگويد كه : ( 37 ) - * ( وَمِنْ آياتِه ) * و از جمله نشانهاى قدرت الهى * ( اللَّيْلُ وَالنَّهارُ ) * شب و روز است كه متعاقب يكديگراند روز از براى كسب معيشت و شب به جهت استراحت * ( وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ ) * و آفتاب و ماهست كه تقدير ايشان بر وجه استقرار است و تدبير ايشان بر نظام استمرار پس هر يك به اندازه مقرر و مقدور مىآيند و ميروند * ( لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ ) * سجده مكنيد مر آفتاب را * ( وَلا لِلْقَمَرِ ) * و نه ماه را چه آنها مانند شما مخلوقاند و مسخر فرمان پس رتبهء معبوديت نداشته باشند * ( وَاسْجُدُوا لِلَّه ) * و سجده كنيد مر خداى را * ( الَّذِي خَلَقَهُنَّ ) * آن خدايى كه آفريده است شب و روز و آفتاب و ماه را * ( إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاه تَعْبُدُونَ ) * اگر هستيد كه از روى وحدانيت مر او را ميپرستيد يعنى اگر قصد عبادت خدا داريد پس او را پرستش نمائيد نه غير او را ، ايراد ضمير جمع مؤنث كه موضوع است از براى ذوى العقول تنبيه است بر آنكه اينها با آنكه مخلوقند از جماداتند و از عقل و ادراك و علم معرى پس قابليت الوهيت نداشته باشند و مراد بسجود عبادتست و تسميه آن بسجود به جهت آنست كه سجود اخص عباداتست و اخضع انواع آن پس تسميه شىء باشد باسم اشرف افراد آن . 38 - * ( فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا ) * پس اگر سركشى كنند از سجده كردن خداى و عبادت او با وجود دلايل واضحه بر وجوب پرستش او نه غير او پس ايشان را در وادى ضلالت و خذلان فرو گذارد چه از عدم عبادت ايشان گرد نقصى بدامن كبرياى او نمىنشيند * ( فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ ) * پس آنان كه نزديك پروردگار تواند از اصناف ملائكه * ( يُسَبِّحُونَ لَه ) * تسبيح و تمجيد ميكنند براى او * ( بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ ) * بشب و روز يعنى پيوسته بطاعت او مشغولند * ( وَهُمْ لا يَسْأَمُونَ ) * و حال آن كه ايشان ملول نميشوند از كثرت عبادت و بسيارى طاعت اين سجده از عزائم اربع است ، و از ابن مسعود و حسن بصرى و عمرو بن علا منقولست كه وجوب سجده نزد آخر آيه اوليست كه آن إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاه تَعْبُدُونَ است زيرا كه امر بسجود در اين آيه تحقق پذيرفت ، و از ابن عباس و ابن مسيب مرويست كه موضع سجده نزد اخر ايه ثانيه است كه آن * ( وَهُمْ لا يَسْأَمُونَ ) * است زيرا كه تماميت معنى به اين است و قول اول مرويست از ائمهء هدى عليهم السّلام . 39 - * ( وَمِنْ آياتِه ) * و از جمله نشانهايى كه دالست بر ربوبيت او سبحانه * ( أَنَّكَ تَرَى الأَرْضَ ) * آنست كه تو مىبينى زمين را * ( خاشِعَةً ) * ذليل و خوار اين مستعار است از براى زمين