و مكافات چه اول موجب رفع درجاتست و ثانى سبب هبوط در دركات يا آنكه مساوى نيستند اعمال حسنه و افعال سيئه يا خصلت حسنه مثل خصلت سيئه نيست پس مساوى نيست صبر و غضب و رفق و عنف و علم و جهل و مدارات و غلظت و عقوبت و اسائت و غير ذلك ، و در تفسير ماوردى و تبيان و عين المعانى مذكور است كه حسنه دوستى آل رسول عليهم السّلام است و سيئه دشمنى ايشان و بعد از مدح حسنه و ذم سيئه طريق رفق و مدارا تعليم رسول مينمايد و مىگويد كه * ( ادْفَعْ ) * دفع كن اى محمّد سيئه را * ( بِالَّتِي ) * به آن حسنه كه در نفس الامر * ( هِيَ أَحْسَنُ ) * آن نيكوتر است يعنى غضب را بحلم تسكين ده و گناه را بعفو و لغو را بتغافل يا دفع نماى بكلام حق سخن باطل را ، و مراد بأحسن زيادى مطلقه است و گويند كه اخراج آن در مخرج استيناف به جهت آنست كه آن در حكم جواب كسيست كه گويد كيف أصنع ، و حينئذ وضع احسن در موضع حسنه جهت مبالغه است ، و گويند كه لاء ثانيه زائده نيست بلكه بر حقيقت نفى خود باقى است و مراد از حسنه و سيئه افراد آنها است و معنى آنست كه مساوى نيستند افراد حسنه بلكه بعضى بر بعضى راجحاند و همچنين افراد سيئه مساوى يكديگر نيستند پس معنى * ( ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) * آنست كه دفع كن بدى را بحسنهء كه نيكوتر باشد از حسنه ديگر يعنى هر گاه دو حسنه را يا بى سيئه را با حسن آن دفع كن مثلا اگر شخصى با تو بدى كند حسنه آنست كه آن را عفو كنى و احسن آنكه بعوض آن به او احسان نمايى پس وضع احسن در موضع حسنه به جهت ابلغيت آن باشد در دفع سيئه بحسنه چه هر كه دفع سيئه نمايد باحسن پس بما دون احسن بر او اهون خواهد بود ، و از امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه حسنه تقيه است و سيئه اذاعه و بر هر تقدير حق سبحانه ميفرمايد كه هر گاه تو دفع سيئه نمايى باحسن * ( فَإِذَا الَّذِي ) * پس آن هنگام آن كسى كه * ( بَيْنَكَ وَبَيْنَه عَداوَةٌ ) * ميان تو و ميان او دشمنى است * ( كَأَنَّه وَلِيٌّ ) * گوئيا او دوستى كارساز بوده در دين * ( حَمِيمٌ ) * خويش و مهربان در نسبت يعنى بميامن اين خلق حسن دشمنى كه در دين معاند و منكر تو باشد دوست و شفيق گردد و يار هوادار و چون مقابله اسائه باحسان مستلزم تحمل مكاره است از دشمنان از اينجهت ميفرمايد كه :
( 35 ) - * ( وَما يُلَقَّاها ) * و داده نشود اينخصلت كه مقابله بدى نيكى است * ( إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا ) * مگر آنان را كه شكيبايى نمايند بر مكروهات و اذيات و نفس را از انتقام منع كرده ، كظم غيظ را شعار خود سازند * ( وَما يُلَقَّاها ) * و عطا كرده نشود اين خليقه و سجيه * ( إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ) * مگر خداوند بهرهء بزرگ و نصيب و افراز عقل و رأى يا از ثواب و خير يا از كمال ايمان يا از تماميت نفس باخلاق حسنه ، و قتاده بر آنست كه حظ عظيم روضهء جنانست .
( 36 ) - * ( وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ ) * و اگر برسد به تو من الشّيطان از ابليس پر تلبيس * ( نَزْغٌ ) *
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 189
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٨٩