گاهست مر ايشان را يعنى صبر ايشان بر آن هرگز نفع بايشان نخواهد رسانيد چه هميشه مسكن ايشان دوزخ خواهد بود و آتش سوزان ملازم حال ايشان چنان كه جملهء اسميه دلالت صريح دارد بر آن * ( وَإِنْ يَسْتَعْتِبُوا ) * و اگر طلب رضاى خداى كنند و از وى در خواهند كه از عتاب و خشم رجوع بخوشنودى نمايد تا از آن مضيق شدايد عذاب خلاص شوند * ( فَما هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِينَ ) * پس نيستند ايشان از اجابت كرده شدگان در طلب خوشنودى خداى يعنى اگر بجزع و فزع خواهند كه خداى از ايشان راضى گردد و خشم و عتاب را از ايشان دفع نمايد هرگز از ايشان خشنود نگردد و دفع عذاب نكند و نظير اينست قوله تعالى أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ :
25 - * ( وَقَيَّضْنا لَهُمْ ) * و تقدير كرديم براى مشركان * ( قُرَناءَ ) * دوستان و همنشينان از شياطين يعنى چون ايشان در كفر خود اصرار نمودند و بآيات بينه و حجج ظاهره ما عناد و استكبار كردند با وجود علم ايشان به آن ما ايشان را در بوادى خذلان فرو گذاشتيم و مدد توفيق از ايشان باز گرفتيم و نزد اين حال ما سواى شيطان قرينى و همنشينى ايشان را باقى نماند هم چنان كه در جاى ديگر ميفرمايد كه وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَه شَيْطاناً فَهُوَ لَه قَرِينٌ و اصل تقييض تبديل است و از اينجا است كه معاوضه را مقايضه ميگويند پس اصل كلام آنست كه ما نزد جحود و انكار كفار بعوض قرناى صالح و صادق كه امر بمقارنت ايشان كرده بوديم قرناء بد كه شياطين جن و انس بودند بر ايشان گماشتيم يعنى ايشان را وا گذاشتيم تا بعوض قرنايى كه امر بمقارنت ايشان واقع شده بود شياطين قرين ايشان شدند و بر ايشان مستولى گشتند * ( فَزَيَّنُوا لَهُمْ ) * پس بياراستند براى ايشان * ( ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ) * آنچه در پيش ايشانست از امتعه دنيويه و متابعت شهوات نفسانيه تا در طلب آن مستمر شدند * ( وَما خَلْفَهُمْ ) * و آنچه از پس ايشانست از امور اخرويه كه بعث و نشور و بهشت و دوزخ است يعني عدم وقوع آن را در خاطر ايشان درآوردند تا انكار آن نمودند ، و فراء گفته كه * ( ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ) * امر عقبى است * ( وَما خَلْفَهُمْ ) * امر دنيا يعنى مزين ساختند از براى ايشان آنچه در پيش دارند از امور اخرويه پس گفتند با ايشان كه بعث و حساب و ثواب و عقاب نخواهد بود و آنچه در پس خود گذارند از امور دنيويه كه جمع اموالست يا آنكه آرايش دادند از براى كسانى كه بعد از ايشان باشند از اموال و اولاد * ( وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ ) * و واجب گشت بر ايشان سخن يعنى كلمهء عذاب * ( فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ ) * در حالتى كه بودند از جملهء امتانى كه گذشته بودند * ( مِنْ قَبْلِهِمْ ) * پيش از ايشان * ( مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ ) * از ديوان و آدميان يعنى ايشان در ارتكاب معاصى و قبايح و تكذيب رسل در سلك امم سابقه بودند و در عداد ايشان ، مراد آنست كه هم چنان كه امم مكذبه مستحق عذاب بودند اينجماعت نيز سزاوار عذابند * ( إِنَّهُمْ ) * بدرستى كه كافران * ( كانُوا
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 184
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٨٤