* ( خاسِرِينَ ) * هستند زيانكاران و تاوانزده گان چه سعادت سرمدى را بشقاوت ابدى بدل كردهاند و نقد تمام عيار معرفت بزر مغشوش نكارت فروخته ، ايراد كلام به جهت تعليل استحقاق ايشانست به عذاب و عقاب ، از ابن عباس مرويست كه رؤساى كفار چون از معارضهء قرآن عاجز گشتند و ترسيدند كه اعراب از جوانب بيايند و استماع آن كنند ايمان آورند پس با اصحاب خود متفق شدند بر آنكه چون حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم قرآن خواند نوعى كنند كه در غلط افتد پس هر گاه آن حضرت به قرآن خواندن مشغول شدى جمعى از ايشان در مقام تعرض درآمده آوازه ها برمىداشتند و سخنان بيهوده و هرزه ميگفتند و صفير مىزدند و دست بر دست ميكوفتند و رجزها و شعرها ميخواندند حق - سبحانه آيه فرستاد كه :
26 - * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * و گفتند آنان كه نگرويدند يعنى مشركان مكه با يكديگر ميگفتند * ( لا تَسْمَعُوا ) * مشنويد و گوش فرا مداريد * ( لِهذَا الْقُرْآنِ ) * مر شنيدن اين قرآن را كه محمد مىخواند * ( وَالْغَوْا فِيه ) * و سخن لغو و بيهوده گوئيد در ميان خواندن آن يا در روى محمد * ( لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ ) * تا شايد كه شما غلبه كنيد بر تلاوت او و او را از خواندن و اصحاب را از شنيدن باز داريد :
27 - * ( فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * پس بچشانيم آنان را كه كافر شدند يعنى گروهى را كه آمر و قايل اين لفظند يا جميع كافران * ( عَذاباً شَدِيداً ) * عذابى سخت در كيفيت و كميت :
* ( وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ ) * و هر آينه پاداش دهيم ايشان را * ( أَسْوَأَ الَّذِي كانُوا ) * بدترين جزاى آنچه بودند * ( يَعْمَلُونَ ) * كه ميكردند از روى جهالت و عناد و عصبيت يعنى مجازات دهيم ايشان را با قبح وجوه بر اقبح معاصى كه آن كفر و شرك است و تخصيص أسوء بذكر جهت مبالغه است در زجر ايشان و بعضى گفتهاند كه مراد آن است كه ايشان را جزا دهيم با سوء اعمال ايشان كه آن جميع معاصى است نه غير آن كه ساير افعال مباحه است و ابن عباس گفته كه عذاب شديد در روز بدر بود از اسر و قتل و اسوء آن در آخرت :
28 - * ( ذلِكَ ) * آن عذاب بدتر * ( جَزاءُ أَعْداءِ اللَّه ) * پاداش دشمنان خداست * ( النَّارُ ) * اين عطف بيان جزا است يا خبر بعد از خبر يعنى از بدترين عذاب آتش دوزخ است * ( لَهُمْ ) * مر كافران راست * ( فِيها ) * در آتش دوزخ * ( دارُ الْخُلْدِ ) * سراى جاويد ماندن كه دايم در آنجا باشند و هرگز از آن بيرون نيايند ، مراد آنست كه آتش دار اقامت ايشانست و نظير اينقولست قوله تعالى لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّه أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ كه به اين معنى است كه « ان فى رسول اللَّه اسوة حسنة » و بر اين قياس است اينكه مىگويند لك فى هذه الدار دار السرور يعنى الدار بعينها دار سرور * ( جَزاءُ ) * پاداش
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٨٥