21 - * ( أَ وَلَمْ يَسِيرُوا ) * آيا سير نميكنند و به سفر نميروند مشركان قريش * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين شام و يمن براى تجارت * ( فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ ) * پس بينند كه چگونه بود * ( عاقِبَةُ الَّذِينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ ) * سرانجام آنانى كه بودند پيش از ايشان از اهل تكذيب و عناد چون عاد و ثمود و اصحاب مؤتفكه كه ديار آنها در ممر ايشان است * ( كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ ) * بودند آن پيشينيان سختر از ايشان * ( قُوَّةً ) * از روى توانايى يا از وجه قدرت و تمكن * ( وَآثاراً ) * و از روى علامتها و نشانها * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين كه حدود ايشانست چون قلاع عاليه و حصون مرتفعه و بلاد عظيمه و ساير علاماتى كه دالند بر قدرت و قوت ايشان و ايراد ضمير فصل در اين مقام با آنكه شرط او آنست كه بين المعرفتين باشد به جهت مشابهت افعل من است بمعرفه در امتاع دخول لام بر او ، و بدانكه محتمل است كه آثارا بمعنى اكثر آثارا باشد از قبيل متقلدا سيفا و رمحا يعنى سراها و شهرها و امتعه و عدد ايشان بيشتر بود از اينان * ( فَأَخَذَهُمُ اللَّه ) * پس با وجود اينحال بگرفت خداى تعالى ايشان را * ( بِذُنُوبِهِمْ ) * بسبب گناهان ايشان از كفر و تكذيب و بانواع عقوبت و نكال هلاك ساخت * ( وَما كانَ لَهُمْ ) * و نبود مر ايشان را * ( مِنَ اللَّه ) * از عذاب خداى * ( مِنْ واقٍ ) * هيچ نگهدارنده اى كه از ايشان دفع اينعقاب كند و منع نزول عذاب نمايد :
22 - * ( ذلِكَ ) * اين گرفتن و عذاب كردن * ( بِأَنَّهُمْ كانَتْ تَأْتِيهِمْ ) * بسبب آن بود كه پيوسته ميآوردند بايشان * ( رُسُلُهُمْ ) * پيغمبران ايشان * ( بِالْبَيِّناتِ ) * بحجتهاى بينه و معجزات ظاهره يا احكام واضحه فكفروا پس نگرويدند به آن و انكار ايشان كردند * ( فَأَخَذَهُمُ اللَّه ) * پس بگرفت خدا ايشان را و معاقب گردانيد * ( إِنَّه قَوِيٌّ ) * بدرستى كه خدا توانا است و متمكن بر هر امر ممكن كه از جملهء آن اخذ كردن و هلاك گردانيدن اهل شرك و تكذيب است شديد العقاب سخت عقوبت بر ايشان و چون اهل شرك از اين مقوله اعتبار نگرفتند پس به جهت مزيت تنبيه ايشان بيان قصه موسى عليه السّلام و حزبيل و فرعون مىكند بر اينوجه كه :
23 - * ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى ) * و بدرستى كه ما فرستاديم موسى عليه السّلام را * ( بِآياتِنا ) * بنشانه هاى خود يعنى ان نه معجزه اى كه به او عطا فرموده بوديم * ( وَسُلْطانٍ مُبِينٍ ) * و حجتى ظاهر و هويدا كه به آن بر خصم غالب شد و آن عصا است يا شكافتن دريا ، و افراد آن بذكر يا به جهت تفخيم و تعظيم آنست و يا به جهت تغاير وصفين و محتمل است كه مراد از اول ادلهء توحيد باشد و بثانى معجزه ، يعنى موسى عليه السّلام را با دلايل توحيد و معجزات غالبه فرستاديم :
24 - * ( إِلى فِرْعَوْنَ ) * بسوى فرعون كه اعظم عمالقه مصر بود و لاف بربوبيت مىزد * ( وَهامانَ ) * و بهامان كه وزير وى بود * ( وَقارُونَ ) * و بقارون كه مقرب و مستشار او بود ،
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٣٩