تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
تخصيص اين سه كس بذكر با آنكه موسى عليه السّلام بجميع مردمان زمان خود مبعوث بود به جهت آنست كه تجبر و عناد ايشان بيشتر بود و مع هذا ساير مردمان اتباع ايشان بودند و منقاد امر ايشان القصه موسى ايشان را به حق دعوت كرده اظهار معجزه نمود ايشان تكذيب او كردند و انكار معجزات او نمودند * ( فَقالُوا ) * پس گفتند كه او * ( ساحِرٌ ) * جادو كننده ايست يعنى آنچه از خارق عادت بما مىنمايد از روى سحر است * ( كَذَّابٌ ) * دروغگويست در آنچه ميگويد كه خدايى هست و من فرستادهء ويم : 25 - * ( فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ ) * پس چون بايشان آورد دين درست و راست را كه توحيد است * ( مِنْ عِنْدِنا ) * از نزديك ما بادلهء واضحه و حجج باهره بر ايشان اثبات حقيقت اسلام نمود بعد از الزام حجت در انكار افزوده * ( قالُوا ) * گفتند باتباع خود * ( اقْتُلُوا ) * بكشيد * ( أَبْناءَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * پسران كسانى كه ايمان آورده‌اند * ( مَعَه ) * با موسى ، قبل از اين مذكور شد كه پيش از ولادت موسى اهل تنجيم بفرعون ميگفتند كه در اين سال از بنى اسرائيل شخصى پيدا خواهد شد كه زوال پادشاهى تو در دست او بود ، بنا بر اين فرعون حكم كرده بود كه هر پسرى كه از ايشان متولد ميشد او را مىكشتند و چون در اين وقت موسى عليه السّلام دعوت نبوت كرد باز امراى فرعون مصلحت چنان ديدند كه پسران بنى اسرائيل را بقتل آورند تا شكسته بال و پريشان حال شده معاونت موسى ننمايند پس باز اعوان خود را بقتل امر نمود و لهذا از ابن عباس منقولست كه * ( اقْتُلُوا ) * به اين معنى است كه اعيدوا عليهم القتل كالذى كان اوّلا يعنى باز رجوع كنيد بر ايشان بكشتن هم چنان كه پيش از اين ايشان را مىكشتيد * ( وَاسْتَحْيُوا نِساءَهُمْ ) * و زنده بگذاريد دختران ايشان را تا خدمت زنان قبطى كنند و چون مرتكب اين امر شدند حق سبحانه ايشان را بارسال دم و ضفادع و طوفان و جراد و غيره بر طريقى كه در ما تقدم سمت ذكر يافت مبتلا ساخت و اين كيد بر ايشان واقع شد * ( وَما كَيْدُ الْكافِرِينَ ) * و نيست مكر ناگرويدگان نسبت بانبياء عليهم السّلام و ساير مؤمنان * ( إِلَّا فِي ضَلالٍ ) * مگر در بيراهى و بطلان يعنى كيد ايشان ضايع و باطل شد و فايده اى مر ايشان را از آن حاصل نگشت ، وضع مظهر در موضع مضمر به جهت تعميم حكمست و اشعار بر علت آن . القصه فرعون با وجود آنكه ميدانست كه موسى پيغمبر است و از قتل ضرر كلى متصور اما به جهت خوف ظهور عجز او بر مردمان اظهار جلادت ميكرد و در صدد قتل او مىشد و اركان دولت اين را نمىپسنديدند و منع او كرده ميگفتند كه او مردى ساحر است و پيداست كه از دست او چه خيزد و اگر او را ميكشى رعايا خواهند گفت كه فرعون به جهت آنكه با او معارضه نتوانست كرد او را بقتل آورد .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 140 | الملا فتح الله الكاشاني