تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
انداد به او كنند * ( الْكَبِيرِ ) * بزرگوار از آنكه استحقاق عبادت غيرى را با او برابر كنند ، پس در صدد بيان وحدت و كمال قدرت خود درآمده مىفرمايد كه : 13 - * ( هُوَ الَّذِي ) * او است آن خدايى كه بقدرت كاملهء خود * ( يُرِيكُمْ ) * مىنمايد شما را * ( آياتِه ) * نشانهايى كه دالست بر وحدت و قدرت او * ( وَيُنَزِّلُ لَكُمْ ) * و فرو ميفرستد براى شما * ( مِنَ السَّماءِ ) * از آسمان * ( رِزْقاً ) * روزى را يعنى باران كه سبب روزى شما است يا ملائكه را كه بتدبير ارزاق اشتغال مىنمايند و اين تسميهء سبب است باسم مسبب * ( وَما يَتَذَكَّرُ ) * و پند نپذيرد و عبرت نگيرد به اين آيتها * ( إِلَّا مَنْ يُنِيبُ ) * مگر كسى كه باز گردد به خدا يعنى از انكار و معصيت بازگشته روى باطاعت و عبادت او آورد چه شخصى كه جازم است در امرى نظر در منافى آن نمىكند بلكه هميشه منظور نظر او آن چيزيست كه روى به آن آورده و تفكر او در آنچه توجه به آن كرده چون اهل عناد و انكار نظر در آيات توحيد نمىكنند و بان متعظ نمى - گردند از اين جهت ايشان را از نظر عاطفه انداخته باهل انابت خطاب مىكند كه : 14 - * ( فَادْعُوا اللَّه ) * پس بخوانيد خداى را و بپرستش او قيام نمائيد * ( مُخْلِصِينَ ) * در حالتى كه پاك سازندگان باشيد * ( لَه الدِّينَ ) * براى او اطاعت خود را از شرك و ريا * ( وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ ) * و اگر چه كراهت داشته باشند ناگرويدگان اخلاص شما را چه ايشان بر نعمت ايمان كافرند و شما بر آن شاكر پس لا جرم ايشان از شما متنفر باشند ، زبده كلام آنست كه مىبايد كراهت كسانى كه بر دين شما نيستند مانع آن نشود كه شما پرستش خدا كنيد كه مستحق عبادت است تا شما را در دنيا مرتبهء عاليه دهد و در عقبى بدرجهء رفيعه رساند چه او . 15 - * ( رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ) * بردارنده درجه هاى مخلوقاتست از ملائكه و انبياء و اولياء و ساير اهل ايمان ، و شبهه اى نيست در آنكه تفاوت درجات ميان مخلوقات به قدر معرفت و طاعتست يعنى هر چند معرفت و عبوديت بيشتر باشد درجهء او نسبت بقرب الهى بيشتر خواهد بود و لهذا درجات انبياء را بر درجات اولياء بلندتر گردانيده و درجات اولياء را بر غير ايشان از اهل ايمان تقديم نموده پس بر همين قياس نسبت تفاوت درجات ثواب ميان مؤمنان به قدر تفاوت عبوديتست و بعضى گويند كه * ( رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ) * بمعنى رافع السموات است يعنى خداى بردارنده آسمان است فوق آسمان ديگر تا بعرش و مىتواند بود كه بمعنى مرتفع الصفات باشد يعنى متعالى است صفات جلال او از آنكه غيرى در آن مشارك تواند بود * ( ذُو الْعَرْشِ ) * خداوند عرش عظيم است و خالق آن و پيش بعضى ذو العرش بمعنى ذو الملك است يعنى خداوند سلطنت و پادشاهى است تخصيص اين دو صفت بذكر تنبيه است بر صمديت او سبحانه از حيثيت معقول و محسوس
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 134 | الملا فتح الله الكاشاني