تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
و مختار بلخى اصلح اقوالست زيرا كه آن منقولست از اهل بيت عليهم السّلام پس آيه دالست بر سؤال قبر ، ( 1 ) و اخبارى كه در اين باب از طرق موافق و مخالف مأثور است مؤيد اينقولست و از آن جمله قضيهء فاطمه بنت اسد كه ام امير المؤمنين عليه السّلام است دلالت صريح دارد بر آن چنان كه در سورة البقره سمت ذكر يافت ، و در حديث مشهور القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران هم دليل است بر آن چه وقتى متصور است كه صاحب قبر را زندگى حاصل شود ، حاصل كه كفار بعد از مشاهده عقوبت تصديق كنند به آنچه در دنيا منكر آن بوده باشند از سؤال قبور و بعث و نشور و گويند كه * ( فَاعْتَرَفْنا ) * پس اعتراف كرديم * ( بِذُنُوبِنا ) * بگناهان خود كه از جملهء آن تكذيب بعث و سؤال قبر بود * ( فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ ) * پس آيا بسوى بيرون آمدن از دوزخ * ( مِنْ سَبِيلٍ ) * هيچ راهى هست ، يعنى چون معترف شديم بذنوب خود پس هيچ طريقه اى هست كه بر آن سلوك كنيم تا از دوزخ خلاص شده ببهشت رسيم مراد ايشان از اينقول قبول توبه و ايمان باشد ، و اينكلام را از فرط قنوط و عماهت و تحير گويند ، و گفته‌اند معنى آنست كه كفار بعد از اعتراف گويند كه آيا ما را رجعتى باشد از دوزخ به دنيا تا در آن بطاعت و عبادت مشغول شويم چون در علم الهى مذكور گشته كه ايشان بعد از رجوع همان طريقهء كفر و شرك را از دست نخواهند داد چنان كه فرمود وَلَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْه از اين جهت تخييب ايشان نموده از متمنى خود ، گويد بايشان بتوسط فرشتگان بر سبيل توبيخ كه : 12 - * ( ذلِكُمْ ) * اين عذاب و نكال كه ملازم حال شما است * ( بِأَنَّه إِذا دُعِيَ اللَّه ) * بسبب آنست كه چون خوانده مىشد خدا * ( وَحْدَه ) * در حالت يگانگى يعنى چون اهل ايمان بكلمهء توحيد قائل مىشدند * ( كَفَرْتُمْ ) * كافر مىشديد بيگانگى او و مىگفتيد أَ جَعَلَ الآلِهَةَ إِلهاً واحِداً * ( وَإِنْ يُشْرَكْ بِه ) * و اگر شرك آورده مىشد به خدا يعنى اگر ابناى جنس شما شرك به خدا مىآوردند * ( تُؤْمِنُوا ) * مىگرويديد شما به آن شركاء * ( فَالْحُكْمُ لِلَّه ) * پس امروز فرمانروايى و كارگذارى مر خداى راست كه مستحق عبادتست و لهذا حكم فرموده است بر شما بعقاب سرمدى و عذاب ابدى * ( الْعَلِيِّ ) * خدايى كه بلند مرتبه است از آنكه نسبت شرك به او دهند و اسناد اشباه و
هامش
( 1 ) هم چنان كه مرحوم مؤلف فرموده اصح اقوال در تفسير اين آيه قول سدى و جمعى از مفسرين و مختار بلخيست كه مراد از دو اماته يكى اماتهء در دنيا است هنگام رسيدن و آن اماتهء نخستين است و ديگر اماتهء در قبر پس از زنده كردن مردگان از براى سؤال و اين اماتة دوم است و مراد از * ( أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ ) * بار اول زنده كردن در قبر است همان بدن را و بار دوم احياء آنست هنگام بعث و نشور چه روايات معتبره كثيره از طرق عامه و خاصه كه دلالت دارند بر زنده شدن مردگان در قبور با همان بدن دنيايى براى سؤال قبر و داستان ضغطهء قبر و سؤال نكير و منكر در شب اول تأييد مىكند تفسير مزبور را
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 133 | الملا فتح الله الكاشاني