تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
داد و هشتاد هزار سال راه بپريد آخر از پريدن سست شد بار ديگر توفيق طلبيده و هشتاد هزار سال بپريد تا هشتاد هزار بار سست شد و باز از خدا امداد طلبيد از جانب حضرت عزت بوى خطاب رسيد كه اى خرقائيل اگر تا انقراض عالم پرواز كنى هنوز از يك قائمه عرش نپريده باشى آن فرشته گفت سبحان ربى الاعلى و بحمده حقتعالى امتان مرا امر كرده كه در سجود اين تسبيح بگويند تا ثواب خرقائيل ايشان را باشد و عظمت حملهء عرش بر وجهى است كه از دوش تا گوش هر يك از ايشان هفتاد هزار ساله راه است ، و از امام جعفر صادق عليه السّلام منقولست كه هيچ چيز از عرش خايفتر و خاشعتر نيست در جملهء كلمات او اينست كه اعوذ باللَّه من غضب اللَّه ، اعوذ باللَّه من سخط اللَّه ، اعوذ باللَّه من نقمة اللَّه . آورده‌اند كه چون حق سبحانه عرش را بيافريد بخاطر فرشتگان گذشت كه آيا از عرش چيزى بزرگتر باشد حق سبحانه مارى را بيافريد تا عرش را بگرد دم خود در آورد و هنوز از عرش چهار دانك او زياد آمد و او هفتاد هزار بال دارد و هفتاد هزار روى و در هر رويى هفتاد هزار دهان و هر دهانى هفتاد هزار زبان و در هر زبانى هفتاد هزار لغت تسبيح خدا مىكند و ثواب آن را بشيعيان آل محمّد مىدهد ، و بدانكه تسبيح و تحميد ملائكه اگر چه متضمن ايمان ايشانست بوحدانيت او سبحانه لكن ذكر آن بعد از تسبيح و تحميد ايشان به جهت فضل و شرف ايمانست و ترغيب مردمان به آن هم چنان كه وصف انبياء بصلاحيت به جهت ترغيب امتانست و يا به جهت آنكه تنبيه است بر بطلان قول مجسمه زيرا كه اگر او سبحانه مشاهد حمله عرش و كروبيان ميبود مىبايد كه متصف بايمان نمىشدندى چه ايمان اعتقاد است بامرى كه غايب باشد نه مشاهد ، چون بر سبيل مدحت موصوف بايمان شده‌اند معلوم مىشود كه ايشان با جميع مكلفان يكسانند در آنكه ايمان همه بطريق نظر و استدلال است نه غير آن و طريق معرفت همهء ايشان منحصر است در آن ، و بدانكه چون تشارك ايمان سبب نصح و شفقت است و اگر چه بين مشاركين تباين جنسى باشد چه مشاركت ايمان اقواى مناسباتست كما قال عز و جل إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ از اينجهت حملهء عرش و سكنه آن بعد از تسبيح و تحميد پروردگار خود حسن عواقب مؤمنان را از او سبحانه استدعا ميكنند * ( وَيَسْتَغْفِرُونَ ) * و طلب آمرزش ميكنند از او * ( لِلَّذِينَ آمَنُوا ) * براى آنان كه ايمان آورده‌اند و تصديق نموده‌اند ، و استغفار ايشان به اين طريق است كه از روى نياز مىگويند * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ ) * فرا رسيده اى بهمهء چيزى * ( رَحْمَةً وَعِلْماً ) * از روى بخشش و دانش ، ظاهر كلام مقتضى آنست كه به اين طريق باشد كه وسع كل شىء رحمتك و علمك زيرا كه ذات او سبحانه منزه است از مكانى كه لازم وسعت است ليكن اسناد فعل به صاحب علم و رحمت و ايراد اين هر دو صفت بر