او يعنى حمله عرش و كروبين كه اخص خواص ملائكهاند بذكرى كه جامع صفات اجلال و اكرام او سبحانه باشد رطب اللسانند و عذب البيان ، و مصدق وحدانيت حضرت سبحانه پس از جدال و ترك عبادت مشركان كه اخس مخلوقاتاند چه زيان در بعضى از تفاسير از شهر بن حوشب نقل كردهاند كه حملهء عرش هستند چهار ميگويند كه ( سبحانك اللهم و بحمدك لك الحمد على حلمك بعد علمك ) و چهار ديگر ميگويند كه ( سبحانك اللهم و بحمدك لك الحمد على عفوك بعد قدرتك ) و در كشاف آورده كه حق سبحانه جميع فرشتگان را ميفرمايد تا صبح و شام از روى اجلال و اكرام بر حمله عرش سلام ميكنند ، ميسره از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم نقل كرده كه پاى حمله عرش در طبقه آخرين زمين قرار گرفته و سرهاى ايشان از آسمانها در گذشته و دستهاى ايشان از اطراف و نواحى زمين بيرون رفته و دايم در خشوع و خضوعاند و از غايت خشيت سر در پيش انداختهاند و اصلا چشم را به بالا نميكنند ، و نيز از آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم منقولست كه
لا تتفكروا فى عظم ربكم و لكن تفكروا فيما خلق اللَّه من الملائكة فان خلقا من الملائكة يقال له اسرافيل زاوية من زوايا العرش على كاهله و قدماه فى الارض السفلى و قد مرق رأسه من سبع سماوات الارض و انه ليتضاءل عن عظمة اللَّه حتى يصير كانه الوضع
اى ليتصاغر عن عظمة اللَّه حتى يصير كانها نفس التذلل تفكر ميكنيد در عظمت پروردگار خود و ليكن تفكر نمائيد در آنچه آفريده از اصناف ملائكه پس بتحقيق كه اسرافيل كه يكى از فرشتگانست گوشه اى از گوشه هاى عرش بر دوش او است و هر دو قدم او در زمين هفتم قرار گرفته و سر او از هفت آسمان بيرون رفته و به جهت عظمت و جلال حق سبحانه خود را بر وجهى حقير مىسازد و فروتنى مىنمايد كه گويا جثهء او كمتر از جثهء مرغى ميگردد كه كوچكتر از گنجشك است و اين حملهء عرش از اهل هفت آسمان خاشعترند و اهل آسمان هفتم از اهل آسمان ششم خايفتر و ششم از پنجم ترس كارتر و بر همين قياس تا به آسمان اول ، و از مجاهد منقولست كه ميان ملائكه و عرش الهى هفتاد هزار حجابست و جميع فرشتگان در پس اين حجابها بتسبيح و تهليل و تحميد مشغولند و نيز از وهب منبه روايتست كه در حوالى عرش هفتاد هزار صف از ملائكهاند كه مشغولند بعبادت به اين طريق كه دستهاى خود بر گردنهاى خود نهادهاند و برفع صوت تهليل او سبحانه ميكنند و در ميان طبقات آسمان چندان ملائكه هستند كه عدد ايشان را جز خداى نداند و همه بتسبيح و تهليل و تكبير و تحميد او سبحانه اشتغال دارند و در نهج البلاغه مذكور است كه
منهم سجود لا يركعون و ركوع لا ينتصبون و صافون لا يتزايلون و مسبحون لا يسأمون لا يغشاهم نوم العيون و لا سهو العقول و لا فترة الأبدان و لا غفلة النسيان
يعنى بعضى از ملائكه هميشه ساجدانند كه ركوع نميكنند و اين مرتبه مقربان احديت است ، و بعضى ديگر راكعانند كه از قيام و انتصاب بهره اى ندارند و اين صفت حملهء
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٢٨