تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
عرش است و برخى ديگر صفزدگانند كه از صفوف خود زايل نمىشوند و اين رتبه حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ است و جماعتى ديگر تسبيح كنندگانند كه از آن ملال نمىيابند و ايشان صد هزار صف از ملائكه‌اند كه در پس حافين من حول العرش ايستاده‌اند و دستهاى راست بر چپ نهاده‌اند و دستهاى چپ را بر راست و هر يكى بلغتى بتسبيح او سبحانه مشغولند و خواب چشمها و سهو عقلها و سستى ابدان و غفلت نسيان مانع عبادت ايشان نمىشود زيرا كه اينها از لواحق اجسام حيوانيه است و ملائكه از آن مبرااند پس اين صفات از ايشان مسلوب باشد ، و در روايت آمده كه حق سبحانه عرش را از يك جوهر سبز آفريده و ما بين هر قايمهء عرش تا قايمهء ديگر چندانست كه مرغ سريع السير به دويست هزار سال و بروايتى ديگر به هشتصد هزار سال قطع نتواند كرد و اين روايت اخير از امام جعفر صادق عليه السّلام منقولست ، و در خبر آمده كه حق سبحانه چون عرش را ايجاد فرمود خطاب بجميع ملائكه نمود كه آن را بردارند ايشان از حمل آن عاجز گشتند پس بجبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل امر فرمود كه عرش را برداريد و بر دوش حمله نهيد جبرئيل يك گوشه بگرفت و گفت سبحان اللَّه و ميكائيل گوشهء ديگر بگرفت و گفت الحمد للَّه و اسرافيل جانب ديگر را گرفت و گفت لا إله الا اللَّه و عزرائيل طرف ديگر را گرفت و گفت اللَّه اكبر عرش را برداشتند و بر دوش حمله نهادند و چون گرانى عرش بدوش حمله رسيد گفتند ( لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم ) آن گرانى بر ايشان آسان گشت پس هر بندهء مؤمن كه يك بار اين كلمات بگويد ثواب حملهء عرش جملهء ملايكه در نامهء اعمال او بنويسند و اثقال دنيا و آخرت بر او سبك گردد و مستغرق رحمت الهى گردد . و جابر بن عبد اللَّه انصارى و لقمان بن عامر روايت كرده‌اند كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرموده كه مرا اذن داده‌اند كه بعضى از احوال عرش و حمله آن بشما بگويم بدانيد كه خداى تعالى عرش را از جوهر سبز خلق كرده و او را هزار هزار و ششصد و شصت و شش هزار ( 1 ) سراست بر هر سرى از آن هزار هزار و ششصد و شصت و شش هزار دهان بود و بر هر دهانى هزار هزار و ششصد و شصت و شش هزار زبان و از هر زبانى هزار هزار و ششصد و شصت و شش هزار لغت تسبيح خدا مىكند و ثواب آن را بامتان من مىدهند و عظمت آن بمثابه ايست كه خرقائيل كه فرشته ايست كه او را هشتاد هزار پر است و از هر پرى تا پر ديگر او هشتاد هزار سال را هست بخاطر او گذشت كه طول عرش را بداند از خدا استعانت طلبيده تا پرهاى او را مضاعف گرداند خداى تعالى صد و شصت هزار پر به او
هامش
( 1 ) از اين اعدادى كه در اين حديث مذكور است ( بنا بر فرض صحت حديث ) نبايد استبعاد كرد چه اينها از موجودات عالم ملكوتند و آن جهانيست لطيف و پهناور و وسيع بر خلاف عالم دنيا كه تنگ و تاريك و كثيف است و موجودات آن عالم را بدين عالم نتوان قياس كرد .