تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
ابن عباس منقولست كه او سبحانه غافر الذنب است مر كسى را كه گفت لا إله الا اللَّه قابل التوب است از كسى كه گفت لا إله الا اللَّه شديد العقاب است مر كسى را كه نگفت لا إله الا اللَّه ذى الطول است يعنى غنى و بىنياز است از كسى كه نگفت لا إله الا اللَّه ، و بدانكه اضافهء غافر الذنب ، و قابل التوب اضافه معنويه است نه لفظيه و در اين تقدير است كه ذى الغفران و ذى قبول التوبة زيرا كه مراد ثبوت غفران و دوام قبول توبه است نه حدوث آن كه در تقدير انفصال است و مستلزم تنكير پس معرفه باشند نه نكره فحينئذ صحيح باشد كه صفت معرفه باشند ، و اما * ( شَدِيدِ الْعِقابِ ) * در اصل الشديد عقابه است كه الف و لام را به جهت ازدواج آن بما قبل حذف كرده‌اند نه شديد عقابه كه مستلزم نكره است پس به اين اعتبار او نيز صفت معرفه تواند بود ، و جايز نيست كه جز اينها بر بدليت باشد زيرا كه آن مشوش نظم است به جهت واو عطف و توسط واو بين الأولين و يا به جهت افاده جمع است ميان محو ذنوب و قبول توبه از براى مذنب تايب يعنى تايب با آنكه مغفور الذنب است مثاب نيز مىشود به جهت آنكه توبه نوعى از طاعات است كه منتج ثوابست ، يا تنبيه است بر تغاير مواقع فعلين زيرا كه غفر بمعنى ستر است كه مشعر است بر بقاى ذنب پس آن در شأن غير تايب باشد و ثانى مخصوص تايب چه اول بمعنى ساتر ذنب است و ثانى بمعنى ماحى آن و توحيد صفت عقوبت و توسيط آن ميان صفات رحمت ايماء است برجحان رحمت بر عقوبت و مغموريت آن بصفات رأفت بعد از آن به جهت تصريح بر وجوب توجه عباد به او ميفرمايد كه * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * نيست هيچ خدايى كه مستحق عبادت باشد مگر او كه موصوفست به اين صفات * ( إِلَيْه الْمَصِيرُ ) * بسوى او است بازگشت همه پس مطيع را بدرجات ثواب خواهد رسانيد و عاصى را بعقبه عقاب خواهد كشيد ، محققان تفسير آيهء را بر اين وجه ذكر كرده‌اند كه غافر الذنب فضلا و قابل التوب وعدا و شديد العقاب عدلا و ذى الطول كرما و لا إله الا اليه المصير فردا بصيرا ، و چون دانسته شد كه تنزيل قرآن از جانب آن خدائيست كه متصف به اين صفات است پس واجب الاتباع و الانقياد خواهد بود . 4 - * ( ما يُجادِلُ ) * جدال نكنند * ( فِي آياتِ اللَّه ) * در آيتهاى خدا كه قرآنست * ( إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا ) * مگر آنان كه نگرويدند به خدا و انكار نعمت او كردند مراد ازين مجادله جدال باطل است كه آن دفع حجج قرآنيست و ادحاض براهين و اطفاء نور آن كقوله تعالى وَجادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِه الْحَقَّ و اگر نه جدالى كه آن از براى حل و عقد قرآنى باشد و استنباط حقايق آن و قطع اهل تشبث و اهل زيغ به آن و حل مشكلات غوامض آن از اعظم طاعات است و لهذا لفظ جدال در قول حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه ان جدالا فى القرآن كفر بعنوان تنكير واقع شد ، و چون اهل جدال و عناد با وجود استغراق ايشان در نعم الهى بر كفر و انكار مصر بودند از اين جهت در صدد تهديد