تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
است بملكت او كه گرد زوال و فنا گرد سرادقات جلال او نرسد ، پيش بعضى آنست كه حاء اشارت است بحكمت و ميم بمنت يعنى حق سبحانه را بر مؤمنان منت است بتنزيل حكمت ، و محققان گفته‌اند كه چون حاء و ميم دو حرفست در وسط اسم رحمن و اسم محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم پس اشارتست بسرّى كه ميان حقتعالى و حبيب او است و هيچ ملك مقرب و پيغمبر مرسل بدان پى نبرد يعنى حق سبحانه قسم ياد مىكند بسر حرفين در اسمين بحقيت نزول قرآن بر ثقلين ، و ثعلبى آورده كه حروف تهجى در لغت ندرت براى تنبيه و اعلام باشد مانند إِلَّا كه موضوعست براى آن تا سامع را از خواب غفلت بر انگيزاند و استماع كلام عظيم ملك قديم كند ، و از ترمذى مرويست كه حق سبحانه جميع احكام و قصص را كه در سورهء مصدرهء بحروف مقطعه مجتمع است در آن حروف مجملا جمع كرده و چون او را نميشناسد مگر صاحب نبوت و ولايت پس براى تفهيم عوام در جميع سور تفصيل داده و بعضى بر آنند كه حم اشارتست بحاء و ميم حميت المحبين يعنى حمايت كردم دوستان خود را كه بازداشته خود را از توجه بما سوى ، يا آنكه حاء قسمست بحمايت اهل توحيد و ميم بمرضات حق از ايشان و جواب قسم اينكه : 2 - * ( تَنْزِيلُ الْكِتابِ ) * فرو فرستادن قرآن * ( مِنَ اللَّه ) * از جانب خدائيست كه مستحق عبوديت است * ( الْعَزِيزِ ) * غالب در پادشاهى خود * ( الْعَلِيمِ ) * دانا بجميع خلايق و مصالح و حكم ، تخصيص اين دو وصف در اينمقام به جهت تنبيه است بر آنچه در قرآن است از اعجاز و حكم كه دالست بر قدرت غالبه و حكمت بالغه ، و نيز به جهت ايماء بر تحقيق آنچه در او است از ترغيب ثواب و ترهيب عقاب و تقرير نعم واسعه و آلاء سابغه ، بعد از ايراد وصفين ذكر اين صفات نموده كه : 3 - * ( غافِرِ الذَّنْبِ ) * آمرزنده گناه نسبت به كسى كه بخلوص عقيده و پاكيزگى طويت بكلمتين شهادتين قايل شود و بر وجه مأمور بعبوديت و طاعت او قيام نمايد ، و چون ذنب اسم جنس است پس معنى آنست كه او سبحانه و تعالى از روى تفضل آمرزنده جميع ذنوب ماضى و مستقبل اهل ايمان است * ( وَقابِلِ التَّوْبِ ) * و پذيرنده توبه از عصات مؤمنان * ( شَدِيدِ الْعِقابِ ) * سخت عقوبت مر كسى را كه ابا كند از ايمان و مجتنب نشود از عصيات و طغيان ، و گويند ذكر اين صفت بعد از مغفرت به جهت آنست كه تا بنده باعتماد نمودن بر غفران مرتكب مناهى نشود بلكه دايم ميان خوف و رجاء باشد . * ( ذِي الطَّوْلِ ) * خداوند نعمت واسعهء ممتده بر بندگان از روى فضل و احسان ، ذكر اين صفت در عقب * ( شَدِيدِ الْعِقابِ ) * تنبيه است بر آنكه عصيان از جانب نفس عاصى است نه از قبل حضرت بارى چه نعمت سابغهء او نسبت بدين و دنيا بهمهء بندگان شايع است و بجميع مكلفان و اصل و واسع ، و از