جحيم است هر كه اينسوره ها را تلاوت نمايد روز قيامت هر سوره اى از آن به صورتى برآمده بر درى از درهاى دوزخ بايستند و نگذارند او را بدوزخ برند ، و نيز از او منقولست كه
لكل شيء لباب و لباب القرآن الحواميم
هر چيزى را لبى و خلاصه ايست لب قرآن حواميم است ، و از ابن مسعود نقل كردهاند كه هر گاه كه در ال حم ميافتم گوئيا در روضات ناعمه و بساتين ناضره افتادهام و بتعجب در آن نظر ميكنم ، و بعضى از تابعين حواميم را عرائس القرآن ميگفتند أما خصوصا ابى بن كعب از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كند كه هر بندهء مؤمن كه سورة المؤمن را بخواند روح هيچ پيغمبرى و مؤمنى و صديقى نباشد إلا كه بر او صلوات فرستند و از براى او استغفار كنند ، و ابو الصباح از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كند كه هر بندهء مؤمن كه سورة المؤمن را در هر سه روز يك بار بخواند خداى تعالى جميع گناهان ما تقدم و ما تأخّر او را بيامرزد و تقوى را لازم او گرداند و نعيم جنت را به او كرامت فرمايد و از جملهء فضايل اين سوره آنست كه در او آيهء منسوخ نيست ، و تسميه آن بسورهء مؤمن به جهت آن است كه در او حكايت حزبيل است كه مؤمن آل فرعون است .
و بدانكه چون حق سبحانه اختتام سورة الزمر بذكر ملائكه و جنت و نار نمود افتتاح اين سوره نيز به مثل آن نموده فرمود كه :
1 -
* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حم ) * علماء را در اين كلمه اختلاف بسيار است عكرمه از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كرده است كه * ( حم ) * اسمى از اسماى حق سبحانه و از مفاتيح خزاين او است . و عبد اللَّه عباس فرموده كه * ( حم ) * اسم اللَّه الاعظم * ( حم ) * بزرگترين نام خداى تعالى است ، و از عطاى خراسانى نقل كردهاند كه حواميم مفاتيح اسمايى است كه در اوايل آن حاء و ميم باشد چون حليم و حميد و حامد و حي و حق و حكيم و حافظ و حفيظ و حنان و ملك و مليك و مالك و مجيد و مبدى و معيد و معز و مهيمن و منان ، و مؤيد اينست آنچه انس روايت كرده كه روزى اعرابى از رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم پرسيد كه * ( حم ) * چه چيز است كه در لغت ما نيست فرمود مبادى اسماء و مفاتيح سورها ، و از كلبى روايتست كه معنى * ( حم ) * اينست كه * ( حم ) * اى قضى ما هو كاين ، يعنى مقدر و مقتضى گشته آنچه بود و هست و خواهد بود و قرظى بر آنست كه حم قسمست بحلم و ملك حقتعالى ، و در اين تقدير است كه اقسم بحلمى و ملكى لا اعذب من عاذ بي و قال لا إله الا اللَّه مخلصا من قلبه سوگند ميخورم بحرمت بردبارى و بعز و جلال پادشاهى خود كه عذاب نكنم آن كسى را كه پناه به من آورد و بخلوص اعتقاد بكلمهء طيبه لا إِله إِلَّا اللَّه متذكر شود ، و گويند كه حاء اشارتست به حكم حق كه خط منع ورد بر او كشيده نشود و ميم ايماء
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 124
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٢٤