ايشان گردانيده در محشر حاضر گردانند و اصح آن است كه اين ظلمه مشركانند بدليل آنكه ميگويد كه حشر كنيد ايشان را * ( وَما كانُوا يَعْبُدُونَ ) * و آن چيزى را كه نيز ميپرستيدند * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خداى از اصناف بتان و غير آن اين عاميست اختصاص يافته به آيه إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ و چون ايشان را در مواقف خودشان جمع كنند * ( فَاهْدُوهُمْ ) * پس راه نمايند ايشان را * ( إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ ) * به راه دوزخ تا سلوك نمايند در آن تعبير اين بهدايت كه دلالت موصله است به مطلوب يا از جهت تهكم است و يا از حيثيت آن است كه آن بدل هدايت است ببهشت از قبيل فبشرهم به عذاب اليم كه بدل بشارتست بنعيم يعنى بعوض هدايت ايشان را بدوزخ دلالت كنيد و وقتى كه ايشان را بدوزخ رسانيد شدايد و اهاويل آن را به ايشان نمائيد * ( وَقِفُوهُمْ ) * و بازداريد ايشان را بر پل صراط * ( إِنَّهُمْ ) * بدرستى كه ايشان قبل از دخول جحيم * ( مَسْؤُلُونَ ) * پرسيده خواهند شد از عقايد رديه و اعمال سيئه و ساير امور مبتدعه و چون كه و او دلالت بر ترتيب نميكند پس محتملست كه سؤال و وقوف در زمان واحد باشد يا احدهما تقدم داشته باشد بر ديگرى ابن عباس گفته كه مسئول عنه كلمهء توحيد است كه آن لا إله الا اللَّه است و در مصحف ابن مسعود نوشته كه و قفوهم انهم مسئولون عن ولاية على و ابو سعيد خدرى و سعد بن جبير نيز قايل اينقولند و مؤيد اينست آنچه از حضرت رسالت پناه صلَّى اللَّه عليه و آله مروى است كه روز قيامت هيچكس را نگذارند كه قدم از قدم بردارد تا پنج چيز از او سؤال كنند
عن شبابه فيها ابلاه و عن عمره فيما افناه و عن ماله من اين اكتسبه و اين وضعه و ما ذا عمل فيما علم و عن ولاية على ابن ابى طالب ( ع )
يعنى از جوانى تا درجه پيرى رسانيده و از زندگانى تا درجه فانى ساخته و از مال تا كجا كسب كرده و بچه صرف نموده و از علم او تا در آنچه دانست عمل كرده يا نه و از دوستى امير المؤمنين عليه السّلام القصه ملائكه بعد از وقوف اهل عصيان و طغيان از روى توبيخ و تقريع با ايشان گويند كه * ( ما لَكُمْ ) * چيست مر شما را كه * ( لا تَناصَرُونَ ) * يارى يكديگر نميكنيد در تخليص عذاب و عقاب ايشان جواب ندهند حق سبحانه ملايكه را گويد كه ايشان بر تناصر قدرت ندارند * ( بَلْ هُمُ الْيَوْمَ ) * بلكه ايشان امروز * ( مُسْتَسْلِمُونَ ) * گردن نهادگانند و به جهت عجز و انسداد حيل منقاد شدگان و بعد از آن كه در موقف از جواب ملايكه ساكت شوند با يكديگر در مقام مخاصمه و مجادله در آيند * ( وَأَقْبَلَ ) * و روى آرند * ( بَعْضُهُمْ ) * بعضى از ايشان * ( عَلى بَعْضٍ ) * بر بعضى ديگر * ( يَتَساءَلُونَ ) * از يكديگر پرسند يعنى غاويان يا
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 464
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٦٤