تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
كه معنى آنست كه ما شما را از رحمت خدا نوميد گردانيديم بجهة آن كه ما نااميد بوديم از او * ( فَإِنَّهُمْ ) * پس بدرستى كه متبوعان و تابعان * ( يَوْمَئِذٍ ) * در آن روز * ( فِي الْعَذابِ ) * در كشيدن عذاب و چشيدن عقاب * ( مُشْتَرِكُونَ ) * انبازان باشند هم چنان كه در شرك و غوايت شريك بودند يعنى تخاصم و تنازع ايشان هيچ فايده بايشان نرساند و همه ايشان به عذاب ابدى و عقوبت سرمدى مخلد و مؤيد باشند * ( إِنَّا كَذلِكَ ) * بدرستى كه مانند اين عذاب * ( نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ) * پاداش ميدهيم جميع مشركان را و بعضى گفته‌اند كه مراد جميع مجرمانند يعنى آنچه كرديم با مشركان از عذاب و عقاب به همه گناه كاران بجاى مىآريم زيرا كه سبب عقوبت اجرام است پس هر كه مرتكب آن شود مستوجب عقوبت گردد * ( إِنَّهُمْ كانُوا ) * بدرستى كه مشركان بودند * ( إِذا قِيلَ لَهُمْ ) * هر گاه ميگفتند ايشان را كه بگوئيد * ( لا إِله إِلَّا اللَّه ) * كلمه توحيد كه ان لا إله الا اللَّه است * ( يَسْتَكْبِرُونَ ) * سركشى مىنمودند از گفتار آن و قبول اين معنى نميكردند يا نميگرويدند بداعى خود كه پيغمبر است صلَّى اللَّه عليه و آله * ( وَيَقُولُونَ ) * و ميگفتند * ( أَ إِنَّا ) * آيا ما * ( لَتارِكُوا آلِهَتِنا ) * ترك كنندگانيم پرستش خدايان خود را * ( لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ ) * براى شعر گوينده و عقل پوشيده يعنى بسخن شخصى كه شاعر و ديوانه باشد ترك پرستش خدايان خود بكنيم حق سبحانه رد قول ايشان نموده فرمود كه * ( بَلْ ) * نه چنان است كه محمد ( ص ) شاعر و مجنون باشد بلكه او از جانب خداى * ( جاءَ بِالْحَقِّ ) * آمد بسوى ايشان براستى و درستى با آورد بايشان دين حق يا كتاب حق را و صدّق المرسلين و تصديق كرد پيغمبران كه پيش از او بودند به اين معنى كه بايشان آورده آنچه انبياء به آن مبعوث شده بودند از اظهار كلمهء توحيد يا آنچه بشارت داده بودند به آن از پيدا شدن دين اسلام آن گاه او سبحانه خطاب كند بكفار و گويد * ( إِنَّكُمْ ) * بدرستى كه شما * ( لَذائِقُوا الْعَذابِ الأَلِيمِ ) * هر آينه چشندگانيد عذابى را كه دردناك باشد بسبب شرك و تكذيب پيغمبر و نسب دادن شعر و جنون به او * ( وَما تُجْزَوْنَ ) * و جزا داده نمىشويد * ( إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * مگر مثل آنچه بوديد كه ميكرديد يعنى پاداش شما بر وفق اعمال و بر قدر افعال شما است * ( إِلَّا ) * استثناى منقطع است مگر اينكه ضمير تجزون راجع باشد بجميع مكلفان لكن خلاف ظاهر سوق كلام است يعنى اى مشركان پاداش داده ميشويد بعقوبت و