تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
شدگان باشيم يعنى بعد از آنكه خاك شده باشيم چگونه مبعوث شويم * ( أَ وَآباؤُنَا الأَوَّلُونَ ) * آيا پدران نخستين ما كه خاك شده‌اند هم زنده شوند اين عطفست بر محل ان و اسم آن بر حذف خبر يا بر ضمير مبعوثون و مجوز وجه ثانى فصلست بهمزهء استفهام و تكرار همزه از براى مبالغه است در انكار يعنى هرگز ما را و پدران ما را زنده نكنند * ( قُلْ ) * بگو اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله مر اين منكران بعث را * ( نَعَمْ ) * آرى همهء شما مبعوث شويد با پدران خود * ( وَأَنْتُمْ داخِرُونَ ) * و در حالتى كه خوار و بيمقدار باشيد در نشأة آخرت و آن هنگام كه ارادهء الهى تعلق گيرد ببعثت * ( فَإِنَّما هِيَ ) * پس جز اين نيست كه اين بعثت * ( زَجْرَةٌ واحِدَةٌ ) * يك راندن بود يعنى يك نفخه كه اسرافيل در صور دمد * ( فَإِذا هُمْ ) * پس ناگاه ايشان زنده شده و از قبر بيرون آمده * ( يَنْظُرُونَ ) * مينگرند ببعثى كه تكذيب آن مىكردند و ميبينند جزاى آنچه كرده‌اند از اعمال قبيح و افعال ناپسنديده * ( وَقالُوا ) * و گويند * ( يا وَيْلَنا ) * اى واى بر ما اين كلمهء است كه نزد وقوع هلال و عذاب گفته مىشود و از اين قبيلست كه و يا حسرتنا و حسرتا يعنى اى واى بر هلاك و عذاب ما * ( هذا يَوْمُ الدِّينِ ) * اينست روز پاداش افعال كه ما را به آن وعده ميدادند مراد آنست كه ايشان در آن روز ببعث معترف شوند و از تكذيب و عناد خود نادم گردند و هر چند مذلت و فروتنى نمايند فايده نداشته باشد و ملائكه با ايشان خطاب كند * ( هذا ) * اين روز * ( يَوْمُ الْفَصْلِ ) * روز حكم است يا روز جدا كردن نيكان از بدان و تميز كردن حق از باطل به اينوجه كه مطيع را ببهشت برند بر طريق اجلال و اكرام و عاصى را بر دوزخ كشند بر سبيل اهانت و ايلام و گويند كه اين كلام نيز حكايت از قول كفار است يعنى منكران بعث در آن روز با يكديگر گويند كه اين روز جدا كردن نيكو كاران است از بدكاران * ( الَّذِي كُنْتُمْ بِه ) * كه بوديد شما كه به آن * ( تُكَذِّبُونَ ) * تكذيب ميكرديد و باور نمىداشتيد و بعد از آن ندا رسد بفرشتگان كه * ( احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * جمع كنيد و فراهم آوريد آن كسانى را كه ستم كردند بر خود بسبب شرك و تكذيب رسل يا به ارتكاب معاصى يا بتعدى كردن بر مردمان يعنى گرد كنيد همهء ظالمان و ستمكاران را * ( وَأَزْواجَهُمْ ) * و اشباه و امثال يا اعوان و اتباع يا زنان ايشان را كه هم مذهب ايشان باشند يا شياطين كه قرين ايشان بوده باشند در موقف خود غرض كه هر طايفه را با مثل خود جمع كنند بت پرست را با بت پرست و ستاره پرست را با ستاره پرست و بر اين قياس زنان كافران را با كافران و زانى را با زانى و خمار را با خمار تبعهء ظلمه را با ايشان و شياطين را پيشواى همه