تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
نكال به قدر اعمال مگر * ( عِبادَ اللَّه ) * بندگان خداى * ( الْمُخْلَصِينَ ) * كه پاك كرده شده‌اند از لوث شرك و در اوامر و نواهى مطيع و منقاد پروردگار خود بوده‌اند كه جزاى اعمال شايستهء ايشان مضاعف خواهد بود و ميتواند بود كه استثنا از اصل جزاى اعمال باشد بدون اعتبار مماثلت يعنى مشركان جزا داده مىشوند به عذاب و عقوبت و بندگان خالص به ثواب و روضهء جنت به اين تفصيل كه * ( أُولئِكَ ) * آن گروه مخلص * ( لَهُمْ ) * مر ايشان راست در بهشت * ( رِزْقٌ مَعْلُومٌ ) * روزى دانسته شده يعنى معلوم الوقت كقوله تعالى وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَعَشِيًّا يا موصوف و معين بخصايصى كه در آن آفريده شده باشد از دوام و بقا و طعم خوش و طيب رايحه و حسن منظر و تمحض لذت و لهذا آن را تفسير نموده به اينكه * ( فَواكِه ) * يعنى آن روزى ميوه هاى متنوعه است كه مقصود از خوردن آن تلذذ نفس است نه تغذى و حفظ صحت و بدل ما يتحلل چه ابدان ايشان به جهت آنكه محفوظاند از تغير و تحلل و مجبولند بر وجه ابديت بدون تطرق تبدل مستغنىاند از آنكه حفظ آنها نمايند باغذيه و اقوات در مرور اوقات پس آنچه بهشتيان اكل آن كنند از انواع ميوه ها خواهد بود كه خوردن او محض تلذذ است نه تقوت * ( وَهُمْ مُكْرَمُونَ ) * و ايشان بزرگواران و نواختگانند و بحليه تعظيم و تبجيل آراستگان * ( فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ) * در بهشتها به انواع ناز و نعمت و با وجود اينهمه نعم * ( عَلى سُرُرٍ ) * بر بالاى تختهايى آراسته باشند * ( مُتَقابِلِينَ ) * در حالتى كه روى در روى يكديگر داشته باشند و بديدار هم متمتع و برخوردار * ( يُطافُ عَلَيْهِمْ ) * گردانيده مىشود بر ايشان يعنى ساقيان بهشت از ملائكه و غلمان و حور عين بر سر ايشان گردانند * ( بِكَأْسٍ ) * جامى پر * ( مِنْ مَعِينٍ ) * از خمرى كه بر روى بهشت زمين گذرد يا از چشمه بيرون آيد و بدانكه كاس ظرفيست از آبگينه كه پر از خمر باشد و گاه هست خمر را نيز كاس ميگويند كقول الشاعر و كاس شربت على لذّة و اخفش گفته كه هر جا در قرآن كاس واقع شده بمعنى خمر است و وصف آن بمعنى كه آن آبيست كه از چشمه ظاهر شود و بر روى زمين جارى گردد بجهة آنست كه خمر بهشت بطريق آب چشمه در بهشت جارى خواهد بود كقوله تعالى و انهار من خمر و اين خمر مانند خمر دنيا نيست در لون و طعم و خاصيت كه آن صفرت است و مرارت و غثيان و تهوع و صداع و ازاله عقل بلكه آن * ( بَيْضاءَ ) * خمرى سفيد است بحيثيتى كه سفيدى آن از شير بيشتر است و در كمال صفا و لطافت و نورانيت است * ( لَذَّةٍ ) * لذيذ و خوش مزه * ( لِلشَّارِبِينَ ) * مر آشامندگان را * ( لا فِيها ) * نيست در آن شراب