* ( وَما بَيْنَهُما ) * و پروردگار آنچه ميان آسمانها و زمينها است از اصناف مخلوقات و انواع موجودات * ( وَرَبُّ الْمَشارِقِ ) * و آفرينندهء مشرقهاى كواكب يا مواضع طلوع آفتاب و آن در هر سال سيصد
و شصت مشرق است در هر روز از ايام سنه از مشرقى طلوع مىكند و چون كه اختلاف مقارب بر حسب اختلاف مشارق است از اين جهت اكتفاء بذاكران نمود و ايثار مشارق بر مغارب به جهت آنست كه دلالت شرق بر قدرت اكثر است و انتفاع خلايق به آن ابلغ و ديگر آنكه شروق قبل از غروبست و شكى نيست كه انتظام اين امور بر وجه اكمل بامكان غير آن دليلى صريح است بر وجود صانع حكيم و بعد از آن بطريق التفات از غيبت بتكلم ميفرمايد * ( إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا ) * بدرستى كه ما بياراستيم آسمان نزديكتر را يعنى آسمان اول كه اقرب است بكرهء زمين * ( بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ ) * بآراستن ستارگان و آفريدن آن بر وجهى كه نفوس مايلند بجانب آن و متلذذ از مشاهده آن و حفص باضافه خوانده يعنى بآرايش ستاره ها و تخصيص آسمان دنيا بذكر به جهت اختصاص آنست بقرب مشاهده و خصوص فلك اول بقمر اگر وقوع داشته باشد پس تزيين آن بزينة الكواكب باعتبار آنست كه كواكب در او ديده مىشود و به جهت عدم حجب در بادى الرأى و اگر چه اكثر آن بر فلك ثامن باشد چه فلك در غايت لطافت است و ميتواند بود كه دنو آسمان نسبت بعرش باشد نه قياس به زمين فحينئذ مراد فلك ثامن باشد آوردهاند كه مرده شياطين قبل از زمان بعث بر آسمان صعود ميكردند و كلام ملائكه ميشنيدند و بر زمين آمده وسوسهء كهنه ميكردند و ايشان اظهار آن مينمودند و ميگفتند كه ما بر علم غيب مطلعيم و بواسطه اين مردمان را اغوا و اضلال ميكردند و تابع خود ميگردانيدند حق سبحانه ببركت وجود با وجود حضرت رسالت ( ص ) ايشان را از استماع آن منع نمود چنان كه فرموده كه * ( وَحِفْظاً ) * و نگاه داشتيم آسمان را نگاه داشتنى * ( مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ ) * از بر آمدن هر ديوى * ( مارِدٍ ) * سركش و نافرمان و گويند كه حفظا مفعول به زينا است بحسب معنى زيرا كه تقدير اينست كه انا خلقنا الكواكب زينة للسماء و حفظا من الشياطين و يا آنكه نصب او بر علية باشد بتقدير فعل معلل كانه قيل و حفظا من كل شيطان مارد زيناها بالكواكب و قوله * ( لا يَسَّمَّعُونَ ) * نميتواند بود كه صفت شياطين باشد زيرا كه بمعنى است حفظ از شياطين كه متصف به لا يستمعون باشند و استيناف نيز صحيح نيست به جهت عدم استقامت انهم لا يستمعون در جواب سايلى كه گويد لم يحفظ من الشياطين پس اين كلام مبتدا باشد به جهت اقتصاص حال مسرقهء سمع و عدم قدرت ايشان بر سمع كلام ملايكه يعنى شياطين نميشوند و حفص لا يسمعون ميخواند بتشديد ميم و سين
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 460
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٦٠