و تحميد الهى را يا خوانندهاى وحى خدا بر انبيا يا قرائت كنندگان كتابى كه در او ذكر حوادث است تا يقين ايشان بسبب وجود حوادث بر وفق خبر زياده شود يا بغازيابى كه در حالت كر و فر بذكر الهى مشغولند يا نماز گذارندگانى كه در اثناى نماز بقرائت قرآن اشتغال دارند يا در اكثر اوقات تلاوت قرآن را مرعى ميدارند يا باهل علم كه قرآن را بر سبيل الزام و حجت بر خصم ميخوانند يا بمرغانى كه خداى خود را ياد مىكنند و بدانكه ايراد فا به دون واو به جهت دلالت است بر ترتيب معانى مذكوره در وجود كقوله اوله يا لهف زيابة للحارث الصابح فالغانم فالايب اى الذى صبح فغنم فاب و يا بر ترتيب آن در تفاوت بر بعضى وجوه كقولك خذ الافضل فالاكمل و اعمله على الاحسن فالاجمل و يا بر ترتيب آن در تفاوت كقولك رحم اللَّه الملحقين فالمقصرين پس بنا بر توحيد موصوف در اين مقام دالست و ترتيب صفات در تفاضل و بنا بر تثليث دالست بر ترتيب موصوفات در آن و بيان اين آن است كه اگر اجراى اين صفات بر ملائكه است پس عطف آنها با فا به جهت ترتيب آنها است در فضل يعنى فضل صف بر زجر و زجر بر تلاوت يا به عكس و همچنين است اگر مراد علما باشند و يا قواد غزاة و اگر اجزاى صفت اولى بر طايفه باشد و ثانيه و ثالثه بر طايفه ديگر پس مراد ترتيب موصوفات باشد در فضل يعنى طوايف صافات ذوات فضل اند و طوايف زاجرات افضل آنهااند و طوايف تاليات ابهر فضلا يا به عكس و همچنين است اگر مراد به صافات طيور باشند و بزاجرات هر كه زاجر معصيت باشد از خود و تاليات هر نفسى كه تالى ذكر باشد چه موصوفات مختلفند و اختيار * ( فَالتَّالِياتِ ذِكْراً ) * بر فالتاليات تلوا با وجود تطابق او به وَالصَّافَّاتِ صَفًّا فَالزَّاجِراتِ زَجْراً بجهة آنست كه تالى گاه هست كه بمعنى تابع ميآيد چون وَالْقَمَرِ إِذا تَلاها پس اگر اختيار تالى مينمود توهم آن بود كه تلوا در اينمقام بمعنى تبعيت باشد پس بجهة ازاله اين ابهام اختيار * ( فَالتَّالِياتِ ذِكْراً ) * نمود و ببايد دانست كه علما را اختلافست در مثل اين اقسام بعضى گفته كه مقسم به در اينها خداى تعالى است بتقدير مضاف يعنى رب الصافات و رب الزاجرات و رب التاليات و رب التين و رب الزيتون و غير ذلك زيرا كه تعظيم مقسم به شرط است در قسم و ديگر آنكه بر عباد واجب است كه مقسم به ايشان خداى تعالى باشد نه غير او و حذف مضاف به جهت دلالت حجج عقولست بر آن و بعضى ديگر گفتهاند كه مقسم به اينهااند به جهت آنكه دلالت ايشان بر وحدت خداى تعالى و صفات ذاتيه او مبنى است بر تعظيم ايشان و حق سبحانه را جايز است كه بمخلوقات خود سوگند خورد و اگر چه مخلوقات را ناچار است كه به ذات او سوگند خوردند نه به غير او جواب قسم اين كه * ( إِنَّ إِلهَكُمْ ) * بدرستى كه خداى شما * ( لَواحِدٌ ) * هر آينه يكتا است در ذات و يگانه در صفات * ( رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * آفريدگار آسمانها است و زمينها
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 459
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٥٩