* ( وَهُوَ الْخَلَّاقُ ) * و اوست بسيار آفرينندهء مخلوقات * ( الْعَلِيمُ ) * پس دانا بكيفيت احوال موجودات و ايجاد و احداث او سبحانه نه بتمادى مدت و مزاولت علمست بلكه * ( إِنَّما أَمْرُه ) * جز اين نيست كه شأن او سبحانه * ( إِذا أَرادَ ) * وقتى كه خواهد * ( شَيْئاً ) * آفريند چيزى را * ( أَنْ يَقُولَ ) * آن است كه گويد * ( لَه ) * مر او را * ( كُنْ ) * بباش به حكم من * ( فَيَكُونُ ) * پس آن بباشد عدم منصوبيت يكون به جهت آنست كه آن خبر مبتداء محذوف است اى فهو يكون اين كلام تمثيل تأثير قدرت او سبحانه است در آنچه مراد اوست به امرى كه مطاع مطيع باشد بدون امتناع و توقف و افتقار بمزاولت عمل و در بعضى تفاسير وارد شده كه مراد از امر ايجاد و اختراعست و قول كن اشارتست بسرعت نفاذ او سبحانه در تكوين اشياء بر اسرع وجهى كه ممكن باشد نه تكلم بدين كلمه پس ان يقول له كن بمعنى ان يكون على اسرع حال است يعنى ايجاد او سبحانه عبارتست از موجود ساختن شيئى بزودترين وجهى و تفسير اين معنى بلفظ كن بجهة ابلغيت آن است در آنچه ارادهء ايجاد آن فرموده و على بن عيسى گفت كه كن در اين مقام افخم از تكوينست پس ايراد آن به جهت تعظيم و تفخيم است و جايز است كه بمنزلهء تسهيل و تهوين باشد يعنى هر گاه كه او سبحانه ارادهء فعلى كند فى الفور آن را بفعل ميآورد بمنزلهء آنكه گويد مر شيئى را كه باش بس فى الحال بباشد و بعضى گويند كه اين علامتى است كه چون ملائكه بشنوند دانند كه چيزى حادث خواهد شد و بعضى گفته اند كه اينكلمه در تحويلات است نحو قوله تعالى كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ و كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً و غير آن يعنى ارادهء الهى چون تعلق گيرد بتبديل صورت كفار به مجرد قول كونوا مبتذل ميشوند و به صورت ديگر متشكل ميگردند هر گاه كه قدرت او در ايجاد و تكوين به اين مرتبه باشد * ( فَسُبْحانَ ) * پس منزه و پاك است از نفى قدرت بر اعادهء مخلوق * ( الَّذِي ) * آن كسى كه بىشبهه * ( بِيَدِه ) * بدست قدرت اوست * ( مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ ) * پادشاهى همه چيزها چه هر كس كه قادر باشد بر خلق جميع اشياء قدرت خواهد داشت بر اعاده كردن و زنده گردانيدن استخوان ريزيده و پوسيده و بعد از آن مقر و منكر را وعد و وعيد ميدهد و ميگويد كه * ( وَإِلَيْه ) * و بسوى او سبحانه * ( تُرْجَعُونَ ) * باز گرديده خواهيد شد يعنى همهء شما در محكمهء قيامت بمكافات اعمال و مجازات افعال خواهيد رسيد منكر به عذاب و مقر به ثواب و جاهد باشد العقاب و مطيع بحسن المآب و اللَّه اعلم بالصواب
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 457
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٥٧