موتى و تعجب نمود به كسى كه قايل بعث است در روز جزا * ( وَنَسِيَ خَلْقَه ) * و فراموش كرد يعنى نظر نكرد در آفريدن ما او را و از روى عناد و انكار * ( قالَ مَنْ ) * گفت كيست كه * ( يُحْيِ الْعِظامَ ) * زنده كند استخوانها را يعنى او را به حال اولى رد كند * ( وَهِيَ رَمِيمٌ ) * و حال آنكه پوسيده و ريزيده شده باشد و پوست و گوشت و اعصاب و عروق ازو رفته و گويند كه مثل عبارت است از اينقول و تسميهء آن به مثل به جهت دلالت آنست بر قصه عجيبه كه شبيه مثل است و آن انكار قدرت خدا است بر احياى موتى و حق سبحانه رد انكار قول او نموده فرمود * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) مر اين شخص را كه منكر اعاده است و متعجب در آن * ( يُحْيِيهَا ) * زنده گرداند استخوانها را * ( الَّذِي ) * آن كسى كه بقدرت كامله * ( أَنْشَأَها ) * بيافريد آن را * ( أَوَّلَ مَرَّةٍ ) * نخست بار و از عدم بوجود آورد * ( وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ ) * و او به همه آفريده ها * ( عَلِيمٌ ) * دانا است يعنى بعلم شامل خود تفاصيل مخلوقات و كيفيت خلقان را ميداند پس عالم خواهد بود باجزاى اشخاص معينه متعدده و باصول و فصول آن و قادر بر ضم بعضى از آن ببعضى بر نمط سابق و بر اعاده اعراض و قوا و احداث مثل آن بر نهجى كه قبل از اين بوده باشد بعد از آن به جهت زيادتى بيان قدرت خود خبر از صنعت عجيبه و غريبهء خود داده ميگويد كه خدايى كه قادر است بر اعادهء اجسام * ( الَّذِي ) * آن خداييست كه بقدرت عجيبه خود * ( جَعَلَ ) * بيافريد و پيدا كرد * ( لَكُمْ ) * براى شما * ( مِنَ الشَّجَرِ الأَخْضَرِ ) * از درخت سبز * ( ناراً ) * آتشى را * ( فَإِذا أَنْتُمْ ) * پس آن گاه شما * ( مِنْه ) * از آن درخت * ( تُوقِدُونَ ) * مىافروزيد آتش را در و اكثر مواضع باديهء عرب دو درخت است يكى را مرخ ميگويند و ديگرى را غفار هر گاه كه شاخى از مرخ و شاخى از غفار به يكديگر
ميمالند آتش از آن بيرون مىآيد با وجود آنكه تر و تازه باشند كلبى گويد كه جميع درختها آتش دارند الا درخت عناب پس آن كسى كه قادر باشد بر بيرون آوردن آتش از درختى كه در غايت رطوبت و سبزى باشد با وجود مباينت و تضاد آب و آتش پس قدرت او بيشتر خواهد بود بر اعادهء غضاضة و طراوت در چيزى كه در اصل تر و تازه بوده باشد و خشك شده و ديگر به جهت تقريع ايشان ميگويد كه * ( أَ وَلَيْسَ الَّذِي ) * آيا نيست آن كسى كه * ( خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * بيافريد آسمان و زمين را با بزرگى جرم آن * ( بِقادِرٍ ) * توانا * ( عَلى أَنْ يَخْلُقَ ) * بر آنكه بيافريند * ( مِثْلَهُمْ ) * مانند ايشان را كه نسبت به آسمان و زمين در نهايت حقارت و صغارتاند * ( بَلى ) * آرى قادر است بر اعاده آدميان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 456
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٥٦