تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
اصرار نمايد * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ ) * و لكن بيشتر مردمان * ( لا يَعْلَمُونَ ) * نميدانند فضايل و كمالات تو را و جهل مركب ايشان را بر مخالفت تو ميدارد و بجهة اين نظر در معجزات بينه و دلالات واضحه نمى كنند و يا نمىدانند آن چيزى را كه مر ايشان را باشد در اتباع تو از ثواب و جنت نعيم و آن چيزى را كه بر ايشان باشد از مخالفت تو از عذاب اليم * ( وَيَقُولُونَ ) * و مىگويند از فرط جهالت و شدت عناد و ضلالت بر سبيل انكار و سخريه كه * ( مَتى هذَا الْوَعْدُ ) * كى باشد اينوعدهء ثواب و عذاب كه مبشر به و منذر عنه است يا قيام قيامت كه موعود است بقوله يجمع بيننا ربنا * ( إِنْ كُنْتُمْ ) * اگر هستيد شما * ( صادِقِينَ ) * راست گويان خطاب برسولست و اهل ايمان يعنى كافران بپيغمبر و مؤمنان مىگفتند كه اينوعدهء كه شما مىدهيد كى خواهد بود اگر صادقيد در آن * ( قُلْ ) * بگو در جواب ايشان اى محمد ( ص ) كه * ( لَكُمْ مِيعادُ يَوْمٍ ) * مر شما راست وعد روزى كه آن قيامتست و يا روز وفات و قبض ارواح شما كه عذاب را مشاهده كنيد و ميتواند بود كه ميعاد بمعنى زمان وعده باشد و اضافهء آن بيوم براى تبيين يعنى مر شما راست زمان وعده كه چون برسد * ( لا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْه ) * باز پس نرويد از آن روز * ( ساعَةً ) * مقدارى اندكى از زمان * ( وَلا تَسْتَقْدِمُونَ ) * و پيشى نگيريد بر آن يعنى قادر نباشيد كه روز قيامت را از وقت مقرر معين خود پيش آريد و متاخر گردانيد و يا ايام اجال خود را زياد و كم گردانيد اين جواب متضمن تهديد است و مطابق آن چيزى كه قصد كرده بودند بسؤال خود از تعنت و انكار آورده‌اند كه كفار مكه بعضى اهل كتاب را كه بشرف ايمان رسيده بودند از احوال پيغمبر ( ص ) پرسيدند ايشان گفتند ما در كتب خود نعت او را خوانده‌ايم و وصف او را ديده‌ايم و دانسته‌ايم كه او پيغمبرى بحقست ابو جهل و امثال او از روى غضب گفتند كه ما نيز بكتب شما ايمان نداريم حق تعالى اين آيه فرستاد كه * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * و گفتند آنان كه نگرويدند مر اهل كتاب را يعنى مر مؤمنان ايشان را كه * ( لَنْ نُؤْمِنَ ) * هرگز ايمان نياريم * ( بِهذَا الْقُرْآنِ ) * به اين قرآن كه بر محمد فرود مىآيد * ( وَلا بِالَّذِي ) * و نه به آن كتاب كه فرود آمده * ( بَيْنَ يَدَيْه ) * پيش از او يعنى تورية و انجيل و گويند يهودان از نصارى پرسيدند كه ما تقولون فى حق محمد ايشان گفتند كه ما در انجيل وصف او را يافته ايم و او پيغمبر بحقست يهود از روى غضب گفتند كه ما نه به قرآن مىگرويم و نه بانجيل كه قبل از اوست و نزد بعضى ديگر مراد از قوله الذين كفروا مطلق كفارند و از الذين بين يديه قيامت يعنى همهء كفار گفتند كه ما به قرآن نمىگرويم و نه به آنچه در پيش ميآيد از قيامت پس حقتعالى از عاقبت امر و مال ايشان در
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 371 | الملا فتح الله الكاشاني