بر همه شان كه حقتعالى موصوفست بغلبية تامه و كمال قدرت پس با او كه دم شركت تواند زد * ( الْحَكِيمُ ) * دانا به احكام صواب و موصوف بحكمت بالغه پس چه كس را به او رتبه شركة تواند داد و بتان كه مشركان ايشان را به او ملحق ساختهاند مستمند بذلت و متابى از قبول علم و قدرت و نعم ما قيل شعر وحده لا شريك له صفتش و هو الفرد اصل معرفتش شرك را سوى وحدتش ره نه عقل از كنه ذاتش آگه نه هست در راه كبريا و جلال شرك نالايق شريك محال و بعد از آن ثبوت بيان نبوت پيغمبر خود ميفرمايد بر سبيل عموم كه * ( وَما أَرْسَلْناكَ ) * و نفرستاديم ترا اى محمد ( ص ) * ( إِلَّا كَافَّةً ) * مگر فرستادنى عام و شامل * ( لِلنَّاسِ ) * مر همهء مردمان را از احمر و اسود و يا مگر در حالتى كه جامعى براى ايشان در ابلاغ و انذار و يا در حالتى كه باز دارندهء مردمان را از كفر و معاصى بامر و نهى و وعد و وعيد بنا بر اول صفت مفعول را مطلق محذوفست اى الا رسالة عامة ماخوذ از كف بمعنى منع يعنى عموم آن بر وجهيست كه منع كند از آنكه احدى از آن خارج شوند و بنا بر ثانى و ثالث حال است از كاف ارسلناك و ما از براى مبالغه چون تاء علامة و جايز نيست كه حال از للناس باشد بر مذهب مختار چه تقديم حال بر ذيحال مجرور به منزله تقديم مجاور ابر جار در احاطه و قول اول اصح است و مؤيد اينست روايت ماثوره از ابن عباس كه حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه
اعطيت خمسا و لا اقول فخر ابعث الى الاحمر و الاسود و جعلت لى الارض طهورا و مسجدا و احل لى النعيم و لم يحل لاحد من قبلى و نصرت بالرعب فهو يسيرا ما مىمسيرة شهر و اعطيت الشفاعة فادخرتها لامتى يوم القيمة
يعنى پنج خصلت به من دادهاند كه به هيچ يك از انبياى سابق ندادهاند و من اين را به جهت فخر و تفوق نميگويم بلكه به جهت تعداد نعم الهى بر من و اداى شكر گذارى آن ميگويم يكى مبعوث شدهام بر احمر و اسود از ترك و هند و عرب و عجم دوم زمين را براى من طاهر گردانيدهاند و مسجد ساخته تا هر جا خواهم نماز گذارم و تيمم كنم و سجده كنم سوم آنكه غنيمت را براى من حلال ساختهاند و آن بر هيچكس از امم سابقه حلال نبود چهارم نصرت داده شدهام بر ادعاى بترس كه يك ماهه راه از شدة خوف ميگريختند و تاب آن نداشتند كه در مقابله و مقاتله در آيند پنجم شفاعت را در كف كفايت من نهادهاند و من آن را ذخيره نهادهام براى امة گناه كار خود در روز قيامت و شفاعت من برسد بهر بندهء كه او شرك نياورده باشد پس از خصايص از آن حضرتست كه مبعوث بوده بهمهء افراد آدميان و جنيان و غير آن و هيچكس از انبيا به تمام جن و انس مبعوث نبود حاصل كه حق سبحانه ميفرمايد كه ترا بر كافه برايا مبعوث گردانيدم * ( بَشِيراً ) * در حالتى كه مژده دهندهء بروضات چنان كسى را كه بتوحيد و رسالت تو اقرار كرد * ( وَنَذِيراً ) * و بيم كننده از دركات نيران آن را كه بر شرك
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٧٠