در * ( قالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا ) * جهت آنست كه قبل از اين ذكر مستضعفين شده پس اين جا جواب محذوف العاطف واقع گشته بر طريق استيناف و بعد از آن كلام ديگر مذكور شده براى مستضعفين بر سبيل عطف آن بر كلام اول خلاصهء معنى آنست كه اجرام از جهة ما نبود بلكه از جهت مكر شما بود در همه شب و روز و تحميل شما ما را بر شرك و اتخاذ انداد پس هر دو گروه بعد از گفت و شنود و از عمل خود كه آن اضلال و ضلالتست پشيمان شوند * ( وَأَسَرُّوا النَّدامَةَ ) * و پنهان دارند آن پشيمانى را از يكديگر به جهت مخافت تغيير يعنى تا بسرزنش گرفتار نشوند و رسوا نگردند و بعضى اسرار را بمعنى اظهار ميدانند چه اين از لغات الاضداد است زيرا كه همزه صلاحيت اثبات و سلب هر دو دارد مانند اشكيته يعنى ظاهر گردانند پشيمانى را * ( لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ ) * آن هنگام كه بينند عذاب را و بعضى ضمير اسروا راجع برؤساء است يعنى پيشوايان پنهان دارند از اتباع خود ندامت خود را بر اضلال وقتى كه مشاهدهء عذاب كنند * ( وَجَعَلْنَا الأَغْلالَ ) * و بگردانيم غلهاى آتشين * ( فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * در گردنهاى آنان كه نگرويدند از تابعان و متبوعان ايراد مستقبل بلفظ ماضى به جهت تحقق وقوع است و وضع مظهر در موضع مضمر اشعار است بموجب اغلال ايشان و تنويه بذم ايشان * ( هَلْ يُجْزَوْنَ ) * آيا جزا داده شوند همزه براى انكار است يعنى جزا داده نشوند * ( إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * مگر آنچه باشند كه عمل كنند يعنى جزائى نيست مگر بر عمل و تعديه يجزى به دو مفعول يا به جهت تضمين معنى بقضى است و يا به جهت نزع خافض بعد از آن به جهت تسليهء حضرت رسالت در تكذيب قوم ميفرمايد كه * ( وَما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ ) * و نفرستاديم در هيچ دهى و شهرى * ( مِنْ نَذِيرٍ ) * هيچ بيم كنندهء يعنى پيغمبرى * ( إِلَّا قالَ ) * مگر آنكه گفتند * ( مُتْرَفُوها ) * متنعمان و متكبران آن ديه مر آن پيغمبران را * ( إِنَّا ) * بدرستى كه ما * ( بِما أُرْسِلْتُمْ بِه ) * به آنچه فرستاده شدهايد به آن يعنى بزعم خود * ( كافِرُونَ ) * ناگرويدگان و منكرانيم تخصيص مترفين بتكذيب بجهة آنست كه معظم داعى تكذيب تكبر است و مفاخرت بزخارف دنيا و انهماك در شهوات و استهانت و تهكم بآنكسى كه از آن حظى و بهرهء ندارد و لهذا تراف را علت تفوق و عدم تعذيب خود گردانيدند * ( وَقالُوا ) * و گفتند * ( نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَأَوْلاداً ) * ما پيشتريم از روى اموال و اولاد يعنى مال و فرزندان ما بيشتر از شما است پس در دعوى رسالت بر تقدير امكان از شما سزاوارتر باشيم * ( وَما نَحْنُ ) * و ما نيستيم * ( بِمُعَذَّبِينَ ) * عذاب كرده
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 373
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٧٣