ايشان كه جمادند چگونه خير و شر و نفع و ضرر از ايشان متصور باشد و بچه اميد شفاعت ايشان توان داشت بعد از آن در تقدير قول سابق كه آن لا يملكون است تا آخر مىفرمايد كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله مر مشركان را از روى تنبيه بر بطلان اعتقاد كه شرك است * ( مَنْ يَرْزُقُكُمْ ) * كيست آنكه روزى مىدهد شما را * ( مِنَ السَّماواتِ ) * از آسمان بباران تا بتسبيب ارزاق در آن * ( وَالأَرْضِ ) * و از زمين بنبات و يا بانتظام اسباب آن * ( قُلِ اللَّه ) * هم خود بگو كه روزى دهد خداى چه آن سؤال را بجز اين جوابى نيست و ايشان در اين خلاف ندارند اين اشعار است به اينكه كافران اگر چه به جهت خوف الزام و فرط عناد اين جواب را به زبان نمىآورند اما بدل معترف و مقرند به آن بعد از آن بر سبيل محاجه و طريق مناظره ميفرمايد * ( وَإِنَّا ) * و ديگر بگو با ايشان كه ما گروه مؤمنان كه روزى دهنده را يكى گوئيم و همين پرستش او كنيم * ( أَوْ إِيَّاكُمْ ) * يا شما مشركان كه جمادى را كه در مراتب امكانيه فروتر و زبونتر از او چيزى نيست با واجب الوجود شريك مىسازيد * ( لَعَلى هُدىً ) * بر راه راستيم * ( أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * يا در گمراهى آشكارا يعنى البته از ما و شما يكى بر هدايتست و ديگرى بر ضلالت چه ممكن نيست كه به اين دو قول متناقض هر دو بر حق باشيم و يا هر دو بر باطل ذكر اين كلام بعد از قول متقدم تقرير بليغ است كه دالست بر آن كسى كه بر هدى است و بر آنكه او در ظلالة است و اين ابلغ از تصريحست زيرا كه در صورت انصافست در حجة كه مبكت خصم مشاغب است نه آنكه بر وجه شك و تردد باشد و نظير اينست كه محق بمبطل گويد كه قد علم اللَّه الصادق منى و منى و منك و ان احدنا لكاذب با آنكه عالم باشد به آنكه مخاطب كاذبست و منه بيت الحان اتهجوه و لست له بكفو فشر كالخير كما الفداء و از اين قبيلست قول ابى اسود ديلمى در مدح اهل بيت يقول الارذلون بنو قشير طوال الدهر لا ينسى عليا بنو عم النبى و اقربوه احب الناس كلهم إليا فان يك حبهم رشدا اصبه و لست بمخطى ان كان غيا چه اينقول نه بر وجه شكست در محبت اهل بيت عليه السّلام و مرويست كه چون معريه اين را بشنيد از ابو اسود پرسيد كه أ تشك آيا شك دارى در آنكه محبت على رشد است جوابداد كه أ شك اللَّه آيا خداى شك كرده در اينقول كه و انا او اياكم لعلى هدى او فى ضلال مبين مراد وى به اين تعريضست بمعاويه حاصل كه آيه از باب تعاريض كلام است و گويند كلام مذكور بر طريق لف و نشر است و او بمعنى واو و تقدير اينكه انا لعلى هدى او اياكم لفى ضلال مبين پس حقتعالى جمع هر دو خبر كرده و تفويض تميزان نموده يقول و هذا كقول امرءى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 368
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٦٨