تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
مؤمنان بودند يعنى اين صورت در همهء امم واقع بوده و فقد دعوى هر يك را بر محك بلا آزموده‌اند اين متصل است بقوله أ حسب و يا به لا يفتنون و معنى مراد آنست كه امتحان و ابتلا سنت قديمه است كه جارى گشته در جميع امم پس سزاوار آنست كه خلاف آن متوقع اهل ايمان نباشد و در حديث ديگر آمده كه قبل از شما بعضى را اره بر سر مينهادند و او را دو نيم ميكردند تا او را از ايمان برگردانند نتوانستند كه برگردانند و بعضى را بقلابهاى آهنين گوشت و پوست از استخوانهايش بر ميكشيدند تا از دين برگردند بر نميگشتند و چون امتحان براى آن كنند تا چيزى كه ندانسته باشند بدانند و اين بر خدا روا نيست زيرا كه عالم بالذاتست و جميع معلومات نزد او على السويه است و حاضر و شاهد وى پس اينكه بعد از اين ميفرمايد كه * ( فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّه الَّذِينَ صَدَقُوا ) * پس هر آينه بداند خداى بجهة امتحان و ابتلا آن را كه راست گفتند در دعوى ايمان * ( وَلَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ ) * و بداند دروغگويان را در دعوى ايمان معنى مراد از آن اينست كه امتحان و افتنان براى آنست كه تا علم او سبحانه تعلق گيرد به اين امتحان تعلق حالى كه به آن متميز شوند آنان كه صادقند در ايمان و آنان كه كاذبند در آن و منوط سازد به آن امتحان ثواب و عقاب ايشان را و لهذا بعضى تنزيل معنى فليعلمن فليمزن و يا فلنجازين كرده‌اند يعنى تا متميز سازد مؤمن را از كافر و يا مجازات دهد هر يك را بر وفق اعتقاد و تسميهء تميز و مجازات بعلم از قبيل اقامت مسبب است در مقام سبب چه حصول تميز و مجازات بعلم است و ملخص معنى آنست كه تا خدا آنچه ميدانست از عمل ناكرده كه خواهند كرد بداند آن را كرده و موجود شده چه حق سبحانه معدوم را بعنوان موجود نداند بلكه تا موجود نشود وى را بصفت وجود نداند و قوله * ( أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ ) * استفهام منقطع است از ما قبل خود بمعنى بل كه از براى اضرابست نه آنكه معادل همزه باشد و معنى اينست كه بلكه ميپندارند آنان كه * ( يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ ) * ميكنند بديها را از كفر و معاصى چه عمل اعم از افعال قلوب و جوارحست * ( أَنْ يَسْبِقُونا ) * آنكه پيشى گيرند بر ما و از عذاب ما در گذرند و ما نتوانيم كه ايشان را بر متساوى اعمال مجازات دهيم و نه اينچنين است كه ايشان پنداشتند بلكه البته جزا لاحق ايشان خواهد شد مراد آنست كه ايشان طمع آن نداشته باشند كه عذاب خداى را از خود فوت كنند و خداى را عاجز سازند از آنكه تعذيب ايشان كند ليكن به جهت غفلت و قلت فكر ايشان در عاقبت و اصرار ايشان بر معاصى مانند كسانى كه متوقع اين باشند كه بر عذاب خدا سبقت كنند و و خداى را عاجز گردانند در تعذيب و نظير اين است قوله وَما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ و قوله وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ و بدانكه * ( أَنْ يَسْبِقُونا ) * قايم مقام هر دو مفعول أ حسب است و ساد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 115 | الملا فتح الله الكاشاني