مسدان كقوله أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ و معنى اضراب در اينجا آنست كه اين حسبان ابطل از حسبان اولست زيرا كه آن حسبان در ترك امتحان ايمانست و اين حسبان در عدم مجازات بمساوى اعمال و لهذا در عقب اين حسبان ميفرمايد كه * ( ساءَ ما يَحْكُمُونَ ) * بد است آنچه حكم ميكنند كه آن مظنهء فوت ايشانست از ما و عدم لحوق عذاب ما بايشان مخصوص بذم محذوفست و تقدير اينست كه بئس الذين يحكمونه حكمهم هذا او بئس حكما يحكمونه هذا در فتوحات مكيه مذكور است كه آيا ميپندارند گنه كاران كه به سيئات خود بر مغفرت و شمول رحمت من سبقت گيرند اين حكمى ناپسنديده است زيرا كه رحمة من سبقت گرفته است بر ذنوب ايشان كه موجب غضب باشد * ( مَنْ كانَ يَرْجُوا ) * هر كه باشد كه اميد دارد * ( لِقاءَ اللَّه ) * لقاى خداى را يعنى رسيدن به ثواب او پس بايد كه مبادرت كند بطاعت و سعيد بن جبير و سدى بر آنند كه رجا بمعنى خوفست كما فى قول الشاعر ( اذا لسعته النحل لم يرج لسعها كه مراد لم يخش لسعتها ) است يعنى هر كه ميترسد از آنكه برسد بعقاب و جز
او حساب در روز بعث پس بايد كه استغفار كند از معصية و كسب طاعت نمايد قبل از آمدن اجل * ( فَإِنَّ أَجَلَ اللَّه ) * پس بدرستى كه مدتى كه خدا مقرر كرده براى لقاى ثواب و عقاب * ( لآتٍ ) * هر آينه آينده است و هر گاه كه وقت لقا لا محاله آينده باشد پس هر آينه لقاى ثواب و عقاب او كاين و ثابت باشد و چون چنين است پس واجب باشد مبادرت به آنچه محقق امل و مصدق ارجاى و مستوجب قرب و رضا باشد * ( وَهُوَ السَّمِيعُ ) * و او است شنواى مر اقوال عباد را * ( الْعَلِيمُ ) * دانا بعقايد و افعال ايشان در كشاف آورده كه آيه بر سبيل تمثيل حال راجى لقا است به حال عبدى كه بعد از زمان مديد و عهد بعيد نزد سيد خود رود در حالى كه سيد مطلع بوده باشد بر احوال او پس با ملاقات او به سيد بر وجه بشر و رضاى سيد خواهد بود از افعال او و يا از روى سخط و غضب او مر اعمال او را و چون مراد از شرط و جواب مذكور اينست كه * ( مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّه فَإِنَّ أَجَلَ اللَّه ) * لات زيرا كه اجل واقعست در لقا و لازم آنست پس صحيح باشد كه * ( فَإِنَّ أَجَلَ اللَّه لآتٍ ) * جواب * ( مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّه ) * واقع شود هم چنان كه گويند كه من كان يرجوا لقاء الملك فان يوم الجمعة قريب هر گاه كه معلوم باشد كه ملك در روز جمعه با مردمان مجالست مىكند و چون حقتعالى ترغيب بندگان كرد در تحقق رجا يا خوف بفعل طاعت در عقب آن ترغيب ايشان مىكند در مجاهدهء نفس كه معظم طاعت است و ميگويد كه * ( وَمَنْ جاهَدَ ) * و هر كه جهاد كند با هواى نفس خود بصير بر مضيض طاعات و كف از شهوات كه جهاد اكبر است * ( فَإِنَّما يُجاهِدُ ) * پس جز اين نيست كه جهاد مىكند * ( لِنَفْسِه ) * براى نفس خود چه ثواب و منفعت آن عايد به دو است * ( إِنَّ اللَّه لَغَنِيٌّ ) * بدرستى كه خدا هر آينه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١١٦