تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
با ذكر مقدر يعنى رنج ميرسانيد حمل آن مفاتيح به جماعت كثيره با قوت در آن وقت كه گفتند مر قارون را و يا ياد كن كه چون گفتند مر او را * ( قَوْمُه ) * گروه او يعنى مؤمنانى كه قوم او بودند بطريق نصيحت گفتند كه اى قارون * ( لا تَفْرَحْ ) * شادى مكن بمال خود و ناسپاسى مكن و مغرور مشو به آن * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى * ( لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ) * دوست نميدارد فرح كنندگان را به دنيا و حطام و زخارف آن و مغرور شوندگان به آن و ناسپاس بر آن چه مغبوضهء آن حقست و محبت و اغترار به آن موجب دورى از رحمت و مانع كارسازى كار آخرت و نظير اينست آيهء وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ و در انوار گفته كه مذموميت دنيا به جهت آنست كه منتج فرح و بطر است و خورسند شدن به آن و ذاهل گشتن از ذهاب آنچه علم به اينكه لذت او لا محاله مفارقست موجب نزح آنست كما قال ( اشد الغم عندى فى سرور يتقن عنه صاحبه انتقالا و قال اخر و لست بمفراح اذا الدهر سربى و لا جازع من صرفه المتقلب ) و خاتمهء آيهء تعليل است و نهى از دنيا و زخارف آن بجهة آنكه مانع محبت او سبحانه است * ( وَابْتَغِ ) * اين تتمهء كلام ناصحانست يعنى مؤمنان قوم قارون را گفتند كه بجوى و بدست آور * ( فِيما آتاكَ اللَّه ) * در آنچه عطا كرده است ترا خداى از غنا بر زخارف دنيا * ( الدَّارَ الآخِرَةَ ) * سراى ديگر را يعنى صرف كن اموال خود را در راه خدا و آن را وسيلهء حصول ثواب آن جهان گردان چه مقصود از آن اينست كه به آن متوسل شوند بوصول بدرجات باقيهء آخرت * ( وَلا تَنْسَ ) * و فراموش مكن * ( نَصِيبَكَ ) * بهرهء خود را * ( مِنَ الدُّنْيا ) * از مال دنيا كه آن تحصيل آخرت است به آن و يا نصيب تو در وقت رحلت از اين جهان كفنى بيش نخواهد بود پس از آن حال بر انديش و بمال و منال غره مشو و يا به آن مقدار مال كه ترا كفاف باشد اكتفاء كن از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه معنى آنست كه نصيب خود را فراموش مكن از تندرستى و جوانى و نشاط و توانگرى و به دنيا طلب آخرت كن و مجاهد گفته كه تقصير مكن در طاعت تا ترا نتيجهء مرغوبه دهد از آخرت و از حسن مرويست كه قارون بخيل بود و اصلا از متاع دنيا و زخارف او كه در دست او بود متمتع نميشد قوم به او گفتند كه در اكل و شرب و لبس و نكاح از آن متمتع شو كه بر تو محظور نيست * ( وَأَحْسِنْ ) * و نيكويى كن ببندگان خداى * ( كَما أَحْسَنَ اللَّه إِلَيْكَ ) * هم چنان كه نيكويى كرده است خداى و نعمت فرستاده بسوى تو و يا شكر و طاعت او را نيكو بجا آور هم چنان كه او سبحانه بانعام خود در حق تو نيكويى كرده * ( وَلا تَبْغِ الْفَسادَ ) * و مجوى تباه كارى و بيدادگرى و تكبر و فعل معاصى * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين اين نهى است از آنچه بر آن
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 103 | الملا فتح الله الكاشاني