تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
است بدان و يا سؤال معاتبه نخواهد بود زيرا كه بيحساب بدوزخ خواهند رفت و نظير اينست آيه فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِه إِنْسٌ وَلا جَانٌّ و اما قوله فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ جمع من رد سؤال از آن توبيخ و تقريعست نه سؤال استعلام و وجه اتصال اين آيه بما قبل آنست كه چون حقتعالى تذكير قارون فرمود اهلاك قرون ماضيه را كه اقوى از او بودند و اغنى بعد از آن تهديد او فرمود به اينكه حقتعالى مطلعست بر ذنوب جميع مجرمان و احتياج ندارد بسؤال كردن از آن و استعلام از ايشان و او قادر است بر معاقبهء همهء ايشان كقوله تعالى وَاللَّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ * ( فَخَرَجَ ) * پس بيرون آمد قارون روز شنبه * ( عَلى قَوْمِه ) * بر قوم خود * ( فِي زِينَتِه ) * در آرايش خود بر استر سفيد كه زين زرين داشت نشسته و جامهء ارغوانى پوشيده و چهار هزار كس به همين صفت با وى سوار شده و بروايتى ديگر جامهاى ايشان و اسبان ديباء احمر بود از جانب راست او سيصد غلام و از جانب چپ سيصد جاريه بر ايشان حلى و ديبا و در كشاف گفته كه نود هزار كس كه همه جامهاى معصفر داشتند با وى بر نشستند و مردم پيش از آن رنگ معصفر نديده بودند و در موضح آورده كه هزار جاريه با وى بودند و بر استران سفيد با زين زرين و جامهء ارغوانى محلى بذهب و موزهاى سفيد و نزد بعضى ديگر هفتاد هزار كس ملتبس بلباسهاى فاخر و محلى بزر و زيور و چون بدين ديد به ميان قوم برآمد * ( قالَ الَّذِينَ ) * گفتند آنان كه * ( يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا ) * ميخواستند زندگانى دنيا را و بدان راغب بودند از كفار و منافقان و ضعفهء اهل ايمان و نزد قتاده آنها جماعتى از اهل ايمان بودند كه بجهة تمنى بصله و خيرات و مبرات و انفاق بر سبيل قربة گفتند از روى غبطه * ( يا لَيْتَ لَنا ) * اى قوم كاشكى بودى ما را از مال * ( مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ ) * مانند آنچه داده شده است بقارون نه عين آن به جهت تحرز از حسد * ( إِنَّه ) * بدرستى كه او * ( لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ) * هر آينه خداوند بهرهء بزرگست از دنيا و قول اول اكثر و اشهر است و اوفق بقوله * ( وَقالَ الَّذِينَ ) * و گفتند متمنيان را آنان كه * ( أُوتُوا الْعِلْمَ ) * داده شده بودند دانش باحوال آخرت و مصدق آنچه وعده داده است حقتعالى اهل ايمان را از ثواب ابدى و يا دانا بودند ببركت قناعت و عزت توحيد چون يوشع و اصحاب او * ( وَيْلَكُمْ ) * واى بر شما اى طالبان دنيا اينكلمه موضوع است از براى دعاء به هلاكت و استعمال آن در موضع زجر است از آنچه غير مرضى باشد يعنى از اين تمنا منزجر شويد كه * ( ثَوابُ اللَّه ) * پاداش خدا در آخرت * ( خَيْرٌ ) * بهتر است از مالهاى دنيا كه بقارون داده‌اند بلكه از جميع اموال دنيا * ( لِمَنْ آمَنَ ) * مر كسى را كه بگرود به خدا و پيغمبر * ( عَمِلَ صالِحاً ) * و بكند كارهاى ستوده