انبازان من * ( الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ) * آنان كه بوديد كه گمان ميبرديد كه شريكان منند تكرار ذكر ندا مر مشركان را جهة تقريعست بعد از تقريع و يا به جهت اشعار به آنكه هيچ چيز اجلب از اشراك نيست مر غضب خداى را هم چنان كه هيچ چيز اجلب از توحيد نيست مر رضاى او را و يا آنكه اول براى تقرير فساد راى ايشانست و ثانى براى بيان اينكه اشراك ايشان نه بر وجه سند و حجت است بلكه محض تشهى و هوا است يعنى اول براى تقرير اقرار ايشان است بر نفسهاى خود ببغى و ضلالت و ثانى تعجيز ايشان از اقامت حجت و برهان * ( وَنَزَعْنا ) * و بيرون آوريم * ( مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ ) * از هر امتى * ( شَهِيداً ) * گواهى بر گفتار و كردار ايشان يعنى پيغمبران ايشان را حاضر كنيم تا در محكمهء قيامت گواهى دهند بر شرك و ضلالت و غوايت ايشان و گويند مراد بشاهد عدول آخرتند و هيچ زمانهء از ايشان خالى نيست و چون ايشان بر كفار گواهى دهند * ( فَقُلْنا ) * پس گوئيم مر اهل كفر و شرك را * ( هاتُوا بُرْهانَكُمْ ) * بياريد حجتى كه داشتيد بر صحت شرك و تكذيب * ( فَعَلِمُوا ) * پس بدانند آن هنگام * ( أَنَّ الْحَقَّ لِلَّه ) * آنكه راستى گفتار و يا عبادت و يا توحيد و يا حجت مر خداى را است بعد از الزام و احتجاج بر ايشان * ( وَضَلَّ عَنْهُمْ ) * و كم گردد از ايشان و نابود و ضايع گردد * ( ما كانُوا يَفْتَرُونَ ) * آنچه بودند كه برميبافتند از كذب و ساير سخن باطل و يا از اميد شفاعت كه ببتان ميداشتند و بدانكه چون حقتعالى افتتاح اين سوره ببيان قصه موسى و فرعون فرموده حيث قال نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ اختتام آن را بقصهء قارون كرد كه از قوم موسى ( ع ) و دو فرمود * ( إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى ) * و گويند قصهء قارون متصل است به آيه وَما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَزِينَتُها وَما عِنْدَ اللَّه خَيْرٌ وَأَبْقى و بعضى گفتهاند كه چون حقتعالى بيان خزى كفار و افتضاح ايشان نمود در روز قيامت در عقب آن ذكر بيان قصهء قارون و خسف او به زمين فرمود و بيان كرد كه قارون از جملهء ايشان بود و هم چنان كه در دنيا مفتضح شد در قيامت نيز مفتضح خواهد بود و فرمود كه بدرستى كه قارون بود از قوم موسى از ثعلبى مرويست كه وى عم موسى بوده و موسى پسر برادر او اين قول محمد ابن اسحق است و نزد جماعت ديگر خواهرزادهء وى و عطا از ابن عباس نقل كرده كه پسر خالهء وى بود و اين قول را از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كردهاند و نزد ابن جريح پسر عم موسى است چه پدر قارون يصهر ابن قاهث است و پدر موسى عمران ابن قاهث است از اولاد لاوى ابن يعقوب و قارون را از غايت خوبى صورت و زيبايى طلعت منور خواندندى و در قرائت تورية اقرء بنى اسرائيل بوده و يكى از سبعين مختار او بود ايمان بموسى آورده بود و در زمان فقر و احتياج مردى متواضع و متخلق بوده و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 101
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٠١