تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
است يعنى فرو ميفرستد ملائكه را بر انبيا به آنكه اعلام كنند خلقان را و آگاه سازند * ( أَنَّه لا إِله إِلَّا أَنَا ) * آنكه شان اينست كه نيست خدايى مستحق عبادت مگر من كه آفريننده و روزى دهنده همه‌ام و يا آنكه تفسير ينزل الملائكة بالروح است كه در معنى قولست يعنى مىگوييم انبياى خود را كه آگاه گردانيد بندگان مرا هيچ خداى نيست كه مستحق پرستش باشد مگر من * ( فَاتَّقُونِ ) * پس بترسيد از من و جز مرا مپرستيد و انذار در اينمقام بمعنى اعلامست مشتق از انذرت بكذا اذا اعلمته و آيه دالست بر آنكه نزول وحى بوساطة ملائكه است و حاصل آن تنبيه است بر توحيد كه منتهاى كمال قوة علميه است و بر امر بتقوى كه اقصى كمال قوهء عمليه است و بر آنكه نبوت عطائيست و آياتى كه بعد از اينست دليل وحدانيت او سبحانه است از حيثيت آن كه دالست بر آنكه او سبحانه موجد اصول و فروع آنست بر وفق حكمت و مصلحت و اگر او را شريكى بودى قادر ميبود بر خلق آن پس تمانع لازم ميآيد و هى قوله * ( خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * بيافريد آسمان و زمين را * ( بِالْحَقِّ ) * بحكمت درست و غرض صحيح يعنى ايجاد آنها كرد بر مقدار و شكل و اوضاع و صفات مختلفه كه تقدير آن فرموده و تخصيص آن كرد بحكمت بالغه خود * ( تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * برتر است خدا و بزرگتر از آنچه انباز ميگيرند براى وى از امور مذكوره كه از آن چيزيست كه مفتقرند در وجود و بقاء آيه دليلست بر آنكه حق تعالى از قبيل اجرام نيست * ( خَلَقَ الإِنْسانَ ) * بيافريد آدمى را * ( مِنْ نُطْفَةٍ ) * از آب منى كه جماديست بىحس و فهم و سيالست كه وضع و تشكل نپذيرد پس آن را فهم و عقل داد * ( فَإِذا هُوَ ) * پس آن گاه او * ( خَصِيمٌ مُبِينٌ ) * جدل كننده ايست آشكارا يعنى مناظره مىكند و ميخواهد كه سخن خود را بحجت ثابت سازد مراد ابى بن خلف است كه استخوان آدمى كهنه پوسيده ريزيده را بنزد پيغمبر ( ص ) آورد و گفت مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ حق تعالى اين آيه فرستاده كه او جمادى بود و ما او را حس و نطق داديم اكنون با ما مجادله مىكند چرا استدلال نميكنيد بابداء بر اعاده كه هر كه بر آن قادر بود هر آينه بر اين نيز قدرت دارد * ( وَالأَنْعامَ ) * و چهارپايان را كه اصناف ثمانيه‌اند * ( خَلَقَها لَكُمْ ) * آفريد براى شما و گويند لكم متعلق است بقوله * ( فِيها دِفْءٌ ) * يعنى شما را است در آن چهار پايان پوشش گرم كننده يعنى جامها از پشم و موى كه سرما باز دارد * ( وَمَنافِعُ ) * يشان منفعتها هست از نتاج و شير و كرايه و ركوب و تجارت و جز آن * ( وَمِنْها تَأْكُلُونَ ) *