نور بر نورش بيفزايد و جمال بر جمال او افزون گردد بعد از آن خود را بيفشاند بهر قطرهء كه از او بچكد چند هزار فرشته آفريده شود هر روز هفتاد هزار در بيت المعمور شوند و هفتاد هزار در خانهء كعبه تا بروز قيامت نوبه به اول ايشان نرسد و گويند مراد ملائكه حافات و صافاتاند يا مخلوقات ما وراء قاف و در لباب آورده كه سكوت از تفسير آنچه حقتعالى مىفرمايد كه ما لا تعلمون اولى است * ( وَعَلَى اللَّه ) * و بر خداست * ( قَصْدُ السَّبِيلِ ) * بيان كردن راه ميانه براى بندگان يعنى راه راست كه موصل است به حق كه طريق اسلام است بواسطه آن الطاف و ساير مقدمات تكليف از اقدار و تمكين و ازاحهء علت و نصب ادله و مثل اينست قوله إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى قال سبيل قصد و قاصد اى مستقيم كانه طريق يقصده السالك لا يميل عنه و مراد به سبيل اسم جنس است و لهذا قصد را بدان اضافه كرده و بعد از آن فرموده كه * ( وَمِنْها ) * و بعضى از راهها * ( جائِرٌ ) * كج است و منحرف از مقصد يعنى ملل كفر يا اهوا و بدع * ( وَلَوْ شاءَ ) * و اگر خواستى خداى كه بر وجه الجاء و قسر راه نمايد * ( لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ ) * هر آينه راه نمودى همه شما را تا همه سايران بر وجه قسر به قصد السبيل رسيدندى ليكن اين الجاء منافى تكليف است و خلاف حكمت و مصلحت اين مبطل قول مجبره است چه ايشان قايلند بر آنكه هم چنان كه هداية از خدا است ضلالت نيز از او است كه اگر چنين بودى و على اللَّه جائرها واقع شدى بر طبق و على اللَّه قصد السبيل صاحب كشاف گفته كه تغيير اسلوب در كريمه و منها جاير جهت آنست كه تا معلوم شود جواز اضافه قصد سبيل به او و عدم جواز اضافه قصد جاير به او و اگر حق با مجبره مىبود عبارت به اين طريق واقع ميشد كه و على اللَّه قصد السبيل و عليه جائرها و گويند معنى آيت آنست كه خدا خواستى همه را هداية كردى بجنت و ثواب بر وجه تفضل اين معترضه است ميان تعداد
نعم بعد از آن بيان نعم ديگر مىكند بقوله * ( هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ ) * او است آنكه فرو فرستاده * ( مِنَ السَّماءِ ) * از آسمان يا سحاب يا از آسمان بسحاب و از سحاب به زمين * ( ماءً لَكُمْ ) * آبى يعنى باران براى شما * ( مِنْه شَرابٌ ) * از آنست آشاميدن درخت يعنى آب آن سبب روئيدن و پرورش يافتن درختان شما است كه بعضى از آن درختان ميوه دار است و بعضى هيزم * ( فِيه تُسِيمُونَ ) * مىچرانيد در آن چهارپايان را بدون كلفت علف دادن شما آنها را بدانكه لكم صلت انزل است و يا خبر شراب و من تبعيضيه است متعلق به شراب و تقديم آن موهم حصر مشروب فيه است و اين بعيد نيست زيرا كه مياه عيون و آبار از آنست كقوله فَسَلَكَه يَنابِيعَ و قوله فَأَسْكَنَّاه فِي الأَرْضِ و مراد بشجر هر درختى است كه مواشى از ان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٧٨