مبتلا كن و اسود بن عبد يغوث و حارث بن قيس و طلاطله در ايذا و آزار سيد عالم ( ص ) بسيار كوشيدندى و هر جا كه وى را ديدندى بفسوس و استهزا پيش آمدندى روزى آن حضرت در مسجد الحرام نشسته بود با جبرئيل ( ع ) اين پنج تن در آمدند و بدستور معهود سخنها گفته بطواف مشغول شدند جبرئيل گفت يا رسول اللَّه مرا فرمودهاند كه شر اينها كفايت كنم پس اشارت كرد بساق وليد بن مغيره و به كف پاى عاص بن وابل و به بينى حارث بن قيس و به روى اسود بن عبد يغوث و به چشم اسود بن مطلب و هر پنج تن باندك زمانى هلاك شدند اما وليد از روى تكبر جامه بر زمين ميكشيد و مىرفت چون بدكان تير تراشى بگذشت پيكانى بدامن او آويخت و وى از روى كبر سر به زير نكرد كه او را از جامه باز كند آن پيكان ساق وى را مجروح كرد و رك شريان او بريده گشت و بدوزخ پيوست و خارى در كف پاى عاص خليده پايش ورم كرد و بر آن بمرد و از بينى حارث قيح روان شد و جان بداد و اسود بن عبد يغوث مستسقى شد و ورم سر و روى او را فرا گرفت و روى به زمين ميماليد تا هلاك شد و گويند در زير درختى سر او بر درخت خورد و خارى از آن بر روى وى نشست و به آن هلاك گشت و چشم اسود ابن عبد المطلب نابينا شد و از غضب سر خود را بر زمين زد تا جانش بدر آمد و آيه نازل شد كه * ( إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ) * بدرستى كه ما كفايت كرديم از تو شر استهزا كنندگان را * ( الَّذِينَ يَجْعَلُونَ ) * آنان كه ميگردانند يعنى شريك مىسازند * ( مَعَ اللَّه ) * با خداى به حق * ( إِلهاً آخَرَ ) * خداى ديگر بباطل * ( فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) * پس زود باشد كه بدانند عاقبت كار را و ببينند مكافات كردار خود را در دنيا و آخرت * ( وَلَقَدْ نَعْلَمُ ) * و بدرستى كه ما مىدانيم * ( أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ ) * آنكه تنك مىشود سينه تو * ( بِما يَقُولُونَ ) * به آنچه كافران ميگويند از شرك خدا و طعن قران و استهزا به تو يعنى بر تو شاق مىنمايد و دشوار ميآيد گفتار كفار * ( فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ ) * پس ملتجى به خدا شده تسبيح كن تسبيحى مقترن به حمد پروردگار خود يعنى بگوى ( سبحان اللَّه و بحمده ) * ( وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ ) * و باش از نماز گذارندگان تا كشف غم تو كند و شر اشرار از تو كفايت كند يا تنزيه كن خداى را از آنچه مىگويند و حمد او كن بر آنكه تو را به حق هدايت كرده و به نماز قيام نماى مرويست كه چون اندوهى به آن حضرت مىرسيد مشغول نماز ميشد آن غم از او زايل ميگشت صاحب كشف الاسرار گفته كه ما از تنگ دلى تو آگاهيم و از آنچه به تو مىرسد از غصه بيگانگان خبر داريم تو بحضور دل به نماز مشغول شو تا ما دل تو را از آن انديشه فارغ سازيم * ( وَاعْبُدْ رَبَّكَ ) * و پرستش كن پروردگار خود را * ( حَتَّى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 173
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٧٣