* ( يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ) * تا وقتى كه بيايد بر تو مرگ كه متيقن است رسيدن آن بهر مخلوقى زنده مراد آنست كه ما دام كه زندهء لحظهء ترك عبادت او مكن و دست از پرستش او باز مدار از امير المؤمنين ( ع ) مرويست كه فرموده
ما رايت يقينا اشبه من الموت
هيچ يقين نديدم كه اشبه از موت باشد در خبر است كه چون اين آيه آمد رسول ( ص ) فرمود مرا نفرمودهاند كه مال جمع كن و از جملهء تاجران باش بلكه فرمودهاند كه تسبيح كن به حمد خداوند و از جمله ساجدان و نمازگذارندگان باش
سورة النحل
بروايت حسن و قتاده چهل ايه از اول اينسوره مكيست و بواقى كه آن وَالَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّه مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا است تا آخر سوره مدنى و نزد ابن عباس و عطا و شعبى همه آن مكيست غير از سه آيه كه در حين انصراف حضرت رسالت ( ص ) از احد ميان مكه و مدينه نازل شده و آيات ثلاث وَإِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِه است تا آخر سوره و در روايت ديگر از ابن عباس منقولست كه بعضى از آن مكى است و بعضى مدنى اول آن تا بقوله وَلَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ مكيست و قوله وَلا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّه ثَمَناً قَلِيلًا الى قوله بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ مدنى و عدد آيات آن صد و بيست و هشت است بلا خلاف ابى بن كعب از پيغمبر ( ص ) روايت كرده كه هر كه اينسوره را قرائت كند حقتعالى محاسبه او نكند بر هر نعمتى كه در دنيا بر او انعام كرده باشد و او را مزد آن كسى دهد كه در وقت موت وصيتى نيكو كرده باشد و محمد بن مسلم از ابو جعفر ( ع ) روايت فرموده كه هر كه در هر ماهى سورة النحل بخواند حقتعالى او را از هفتاد نوع بلا نگه دارد كه آسانترين آن جنون و جذام و برص باشد مسكن او در جنت عدن باشد كه وسط جناتست و بدانكه چون حقتعالى ختم سورة الحجر كرد بوعيد كفار افتتاح اين سوره نيز به وعيد ايشان كرده فرمود سورة النحل ثمان و عشرون مائة ايات و هى مكية و مدينة
* ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * ارباب تفاسير آوردهاند كه معاندان بر وجه استهزاء تعجيل مىنمودند در آنچه پيغمبر ايشان را بدان وعيد ميفرمود از قيام ساعت يا عذاب دنيا و ميگفتند كه اگر بر سبيل فرض آنچه مىگويى واقع شود شريكان حق كه بتانند ما را از آن خلاصى خواهند داد آيه آمد كه * ( أَتى أَمْرُ اللَّه ) * رسيد يعنى نزديكست كه برسد و واقع شود فرمان خدا بقيام قيامت يا به عذاب كفار * ( فَلا تَسْتَعْجِلُوه ) * پس بشتاب طلب آن مكنيد تا وقت آن در آيد مراد آنست كه امر موعود به به جهت وجوب وقوع آن بمنزله آنست كه