اشاره است به بيانى كه قرآن به آن آمده و يا باسلام يعنى اين طريق قرآن يا راه اسلام * ( صِراطُ رَبِّكَ ) * راه پروردگار تو است * ( مُسْتَقِيماً ) * در حالتى كه راست است و در او كجى نيست اضافهء صراط بربك جهة آنست كه واضح و مبين او حق سبحانه است و مستقيما حال مؤكده است كقوله و هو الحق مصدقا و يا مقيده است و عامل در آن معنى اشاره است * ( قَدْ فَصَّلْنَا الآياتِ ) * بدرستى كه بيان كرديم آيات قرآن را * ( لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ) * براى گروهى كه پند مىپذيرند و ميدانند كه قادر مطلق او است نه غير او و عالم باحوال عباد است و آنچه مىكند و ميفرمايد محض حكمت و عدل و تخصيص متذكران بذكر جهة آنست كه ايشان منتفع ميشوند بحجج نه غير او و نظير اينست هدى للمتقين * ( لَهُمْ ) * مر اين متذكران راست * ( دارُ السَّلامِ ) * سراى با سلامت از آفات و خالص از مكاره و خوف انقطاع و يا سرايى كه تحيت ايشان در آن سلام باشد و يا سلام اسم حق سبحانه است و اضافهء دار به آن بجهة تعظيم آنست يعنى سراى خداى و بر هر تقدير مراد جنت است يعنى مر ايشان راست بهشت * ( عِنْدَ رَبِّهِمْ ) * نزد خداى ايشان است يعنى در عهد ضمان او است يا ذخيره شده نزد او كه كنه آن را نميداند غير از او * ( وَهُوَ وَلِيُّهُمْ ) * و او ناصر ايشانست در دنيا و متولى ثواب ايشان در عقبى * ( بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * بسبب آنچه بودند كه ميكردند از اعمال صالحه و اقوال پسنديده و قوله * ( وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ ) * منصوب است باضمار اذكر و ضمير راجع است بهر كه محشور مىشود از ثقلين يعنى ياد كن روزى را كه حشر كنيم جن و انس را و حفص يحشرهم خوانده يعنى خداى جمع كند ايشان را * ( جَمِيعاً ) * همه ايشان و ميتواند بود كه منصوب باشد بقول يعنى گوئيم در روزى كه همهء مكلفان را حشر كنيم * ( يا مَعْشَرَ الْجِنِّ ) * اى گروه ديوان * ( قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ ) * بدرستى كه بسيار خواستيد * ( مِنَ الإِنْسِ ) * از آدميان يعنى از اغوا و اضلال ايشان و يا بسيار يافتيد ايشان را
بر آنكه اتباع شما باشند و بجهة آن محشور شدند با شما كقولهم ( استكثر الامير من الجنود ) * ( وَقالَ أَوْلِياؤُهُمْ ) * و گويند دوستان شياطين * ( مِنَ الإِنْسِ ) * از آدميان يعنى آنها كه فرمان ايشان بردند * ( رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ ) * اى پروردگار ما برخوردارى يافتند * ( بَعْضُنا بِبَعْضٍ ) * برخى از ما ببرخى يعنى منتفع شدند آدميان از ديوان به اين وجه كه راه نمونى ايشان كردند بر شهوات و مستلذات نفسانيه و يا نفع گرفتند ديوان از آدميان به اين طريق كه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 469
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٦٩