تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
السماوات يا به عكس اى بديع السماوات هو و فرق ميان ابداع و اختراع آنست كه ابداع فعلى است كه مسبوق به مثل نباشد ( و منه البدعة لما خالف السنة لانه احداث ما لم يسبق اليه ) و اختراع فعلى است كه مفقود السبب باشد و ايثار ابداع در اينمقام بر اختراع به جهت افادهء كمال قدرت او است كه فوق جميع مخلوقاتست و هر كه متصف باشد به اين احتياج بشريك و ولد نداشته باشد كما قال * ( أَنَّى يَكُونُ لَه وَلَدٌ ) * از كجا بود و چگونه باشد مر او را فرزندى * ( وَلَمْ تَكُنْ لَه صاحِبَةٌ ) * و حال آنكه نيست مر او را زنى كه فرزند از او پديد ميآيد و چگونه او را زن باشد كه در تزوج كفائه و جنسيت شرط است و او را كفوى نيست و ميان او و ما سوى مجانست نه * ( وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ) * و آفريده همه چيزها را و خالق را مانندى نيست بمخلوق * ( وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * و او بهمهء چيزها داناست چه غير او را اين دانايى نيست پس او را مثل نبود و چون كسى مثل و مانند او نباشد پس اسناد صاحب و ولد بر وى محالست و در انوار گفته كه در آيه استدلال است بر نفى ولد از چند وجه اول آنكه هر كه از مبدعات او كه سماوات و ارضين باشد با آنكه از جنس آن چيزىاند كه موصوف بولادت نميتوانند شد مبرااند از آن به جهت استمرار و طول مدت آن پس او سبحانه اولى باشد به آنكه متعالى از ولادت بود دويم آنكه معقول از ولدان است كه متولد باشد از ذكر و انثى كه متجانس يكديگر باشند و حقتعالى منزهست از مجانست سيم آنكه ولد كفو والد است و او را كفو نيست به دو وجه يكى آنكه ما عداى او مخلوق اويند پس مكافى او نتوانند شد دويم آنكه لذاته عالمست بكل معلومات و غير او اينچنين نيست باجماع * ( ذلِكُمُ اللَّه ) * اينكه بر اين صفات موصوفست خداونديست كه جامع جميع صفات و كمالست * ( رَبُّكُمْ ) * پروردگار شما است * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * هيچ معبودى بسزا نيست مگر او * ( خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ) * آفريننده همه چيزها است بدانكه ذلكم مبتداست و ما بعد آن اخبار مترادفه و ميتواند بود كه بعضى بدل بعضى باشد يا بعضى صفت و بعضى خبر و قوله * ( فَاعْبُدُوه ) * حكمى است مسبب از مضمون اخبار مذكوره يعنى چون كه او سبحانه مستجمع اين صفات است پس او را پرستيد كه مستحق عبادت او است نه غير او به جهت اتصاف او بدين صفات مذكوره اگر گويند * ( خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ) * و خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ دلالت مىكند بر آن كه او خالق افعال باشد پس آن احتجاج باشد بر شما گوئيم آنچه از منطوق آيه مفهوم مىشود اينست كه مراد آفريدن هر چيزى است كه غير او را بر آن قدرت نباشد چون خلق ملائكه و جن و انس و حيوانات و نباتات تا حجت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 444 | الملا فتح الله الكاشاني