تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
كثرة دلالت قدرة است و زيادتى نعمت در آن و بسيارى نفع آن چه اغذيهء شريفه است و قوله * ( وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ ) * عطف است بر نبات كل شىء يعنى بيرون آورديم به آن آب بوستانها از انگور * ( وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ ) * اين نيز عطف است بر نبات يعنى بيرون آورديم از آب درخت زيتون و درخت انار را و يا منصوب است بر اختصاص به جهت مزيت اعتبار اين دو وصف نزد عرب * ( مُشْتَبِهاً ) * حال است از زمان يا از جميع يعنى در حالتى كه درخت انار يا همهء اشجار مذكور مانند به يكديگر در برگ * ( وَغَيْرَ مُتَشابِه ) * و نه مانند يكديگر در طعم چه بعضى بغايت ترش مىباشد و برخى ترش شيرين و يا تشابه در هيئت و قدر و لون و طعمست و يا مشتبه در خلق مختلف در طعم يا مشتبه گاهى كه از يك جنس باشند چون رمان برمان و زيتون بزيتون و غير مشتبه گاهى كه مختلف الاجناس باشند چون رمان بزيتون و غير آن و بدان كه افتعال مشارك تفاعل است در اكثر فوايد و از آن جمله بمعنى بين اثنين است يقال اشتبه الشيئان و تشابها و كذلك استوا و تساويا * ( انْظُرُوا إِلى ثَمَرِه ) * بنگريد بميوهء هر يك از درختان * ( إِذا أَثْمَرَ ) * چون بيرون آرد ثمرهء خود را بغايت خورد و بىمزه كه نفع معتد به ندارد * ( وَيَنْعِه ) * و بنگريد در رسيدگى و بزرگى و پختگى او كه چگونه شكلى و مزهء و نفعى و لذتى در او بديد مىآيد يعنى در ميان ايندو حالت تفكر كنيد و ببينيد كه حقتعالى چگونه بر سبيل تدريج آن را از حالت اولى به حالت ثانيه مىرساند ينع مصدر ينع است يقال ينعت الثمرة اذا ادركت و يا جمع يانع است چون تاجر و تجر * ( إِنَّ فِي ذلِكُمْ ) * بدرستى كه در اينها كه ياد كرديم * ( لآياتٍ ) * نشانهاست بر وجود قادر حكيم و توحيد او * ( لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ) * مر گروهى را كه بگروند چه حد و اجناس مختلفه و انواع معينه از اصل واحد و نقل آن از حالى بحالى نميباشد مگر باحداث قادرى كه ميداند تفاصيل آن را و ترجيح مينهد آنچه حكم او تقاضاى آن مىكند از احوال ممكنه و بايجاد مقتدرى كه ندى ندارد كه معارض او شود و يا ضدى كه معانده كند به او در منع او از افعال مذكوره و تعويق او از تغيير احوال آن و لهذا در عقب آن توبيخ اهل شرك و رد قول ايشان ميفرمايد بقوله * ( وَجَعَلُوا لِلَّه ) * و ساختند كافران براى خدا * ( شُرَكاءَ الْجِنَّ ) * انبازان جنيان را يعنى ملائكه را كه شريكان خدا گردانيده بعبادت ايشان مشغول شدند و گفتند الملائكة بنات اللَّه كقوله وَجَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً و تسميهء ايشان بجن جهت اجتنان ايشان است و يا مراد شياطين اند كه اطاعت آنها نموده‌اند هم چنان كه اطاعت خدا بايد نمود و يا عبادت اوثان كردند بتسويل و تحريص