تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
ظلما و جورا اللهم ارزقنا لقائه و اجعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدين عنده به حق نبيك و وليك المرتضى و التمسك بائمتك مصابيح الدجى و شموس الضحى و اقمار الليالى الظلماء و نجوم فلك الهدى صلوات اللَّه عليهم ما بقيت الارض و السماء * ( قَدْ فَصَّلْنَا الآياتِ ) * بدرستى كه روشن و مبين ساختيم نشانهاى قدرت و هدايت خود را * ( لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ) * براى گروهى كه بدانند انتفاع خود را از آن و بدان استدلال كنند بر وجود ( قادر حكيم و رؤف رحيم ) يعنى غرض از ايجاد اين امور هدايت بندگانست و تفكر ايشان در صغر و كبر و اختلاف مواقع و مجارى و اتصالات و سير و نظر در ظهور منافع شمس و قمر در نشو حيوان و نبات و غير آن تا علم بمبدء و معاد خود پيدا كرده فايز و رستگار شوند و از ظلمات ضلالت خلاص شده بضياء هدايت راه برند پس اگر شخصى ستارهء تابان را در بر و بحر بيند و به آن راه نرود و امام هدى را مشاهده كرده مهتدى نگردد نه به جهت تقصير ما باشد در توفيق و لطف بلكه آن تقصير از جانب خودش باشد شعر
تو بتقصير خود افتادى از اين در محروم از كه مينالى و فرياد چرا اميدارى
و نيز به جهت اظهار قدرت و بيان كمال نعمت خود ميفرمايد كه * ( وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ ) * و او است آنكه بيافريد شما را * ( مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ) * از يك تن كه آدم است ع بس نظر در اصل خود كنيد و بدانيد كه اصل شما يك چيز است و به جهت اين بتودد و تعاطف و تألف اقدام نمائيد * ( فَمُسْتَقَرٌّ ) * پس مر شما راست قرارگاهى * ( وَمُسْتَوْدَعٌ ) * و جاى وديعتى مستقر رحم است و مستودع صلب پدر كه وَنُقِرُّ فِي الأَرْحامِ ما نَشاءُ و به عكس اين نيز گفته‌اند و بروايت حسن بصرى مستقر قبر است و مستودع دنيا و مؤبد اين است قوله وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ و نيز از او منقولست كه ( يا آدم انت وديعتى فى اهلك و يوشك ان تلحق صاحبك ) و بعد از آن اين بيت بخواند
( و لا المال و الاهلون الا ودائع و لا بد يوما ان ترد الودائع )
و حقيقت آنست كه هر جا آدمى قرار ندارد مستودع است چون صلب و رحم و قبر و موضع قرار او كه بهشت است يا دوزخ مستقر او است و از اينجا است كه آخرت را دار القرار گفته‌اند پس ملخص كلام آنست كه شما را بوديعت در صلب پدران نهاديم و بعد از مدتى بوقت مطالب برحم مادران درآمديد و بعد از آن به زمين انتقال يافته مدتى آنجا مكث كرديد و از آنجا نيز بمستودع لحد آمده بوقت بعث بمستودع عرض گاه محشر درآييد و بعد از حساب بمستقر بهشت يا دوزخ رسيد كه از آنجا انتقال و ارتحال نباشد كريب روايت كند كه عبد اللَّه عباس مرا گفت بنويس كه بسم اللَّه الرحمن الرحيم من عبد اللَّه عباس الى حبر من احبارا ما بعد فحدثنى من مستقر و مستودع و بعد از آن مرا گفت