نموده در صدد نهى و منع ايشان درآمدند و بر سبيل احتجاج مكالمه نمودند و گويند كه اينحكم مختص به پيغمبر بوده مؤمنان را مجالست و مكالمه با كفار جايز بود و اين قول بلخى است و اول اصح است و چون فايده بر احتجاج ايشان مترتب نشده از محاجه بمقاتله نقل كردند ابو القاسم بلخى گفته كه اين آيه دليل است بر آنكه سهو و نسيان بر پيغمبر جايز است بخلاف آنچه روافض ميگويند و جواب از اين آنست كه سهو و نسيان در تأديهء احكام اللَّه جايز نيست و اما در غير آن پس سهو و نسيان بر ايشان جايز است ما دام كه مستمر نشود چه اين مستلزم نفور طباع مىشود از ايشان كه منافى دعوتست و چگونه مطلق سهو و نسيان بر ايشان روا نبود و حال آنكه نوم و غشى بر ايشان رواست و نيز گفتهاند كه آيه دلالت است بر بطلان قول اماميه در عدم جواز تقيه بر انبيا و ائمه و جواب از اين آنست كه اماميه در چيزى تجويز تقيه ميكنند بر امام كه دلالت قاطعه باشد بر علم به آن و مكلف مزاح العلة باشد در تكليف به آن اما چيزى كه شناخته نشود مگر بقول امام از احكام حلال و حرام و دليلى نباشد
بر آن امام را جايز نيست كه تقيه كند در آن و اين مثل آنست كه پيغمبر ( ص ) در زمانى بيان احكام شريعت مىكرد و در زمان ديگر از آن متقاعد ميشد به جهت مصلحتى آوردهاند كه بعد از نزول اين آيه اهل اسلام گفتند يا رسول اللَّه ما را از طواف خانه و از قعود در مسجد الحرام چارهء نيست و كافران نيز در مسجدند و همواره سخريه ميكنند با قرآن و اهل ايمان ما نميتوانيم كه ترك مجلس ايشان كنيم و ايشان را نيز از خوض منع نميتوانيم كرد در باب ما انديشهء فرما آيه آمد كه * ( وَما عَلَى الَّذِينَ ) * و نيست بر آنان كه * ( يَتَّقُونَ ) * بپرهيزند از خوض كردن * ( مِنْ حِسابِهِمْ ) * از حساب و شمار اهل خوض يعنى از جرايم و آثام ايشان * ( مِنْ شَيْءٍ ) * هيچ چيزى مراد آنست كه قبايح اعمال و اقوال آنان كه متقيان با ايشان مجالست مينمايند بر ايشان نيست بلكه وزر و و بال و حساب آن با اهل خوض است * ( وَلكِنْ ذِكْرى ) * و ليكن بر ايشانست كه پند دهند ايشان را پند دادنى و مانع شوند از خوض و ساير قبايح و يا اظهار كراهت كنند از اقوال و افعال ايشان * ( ذِكْرى ) * محتملست كه منصوب باشد بر مصدر و يا مرفوع بر ابتدائيت پس يا در تقدير اينست كه ( و لكن عليهم ان يذكروهم و يمنعوهم عن الخوض ) و يا در تقدير اينكه ( و لكن عليهم ذكرى ) و جايز نيست عطف آن بر محل من شيء زيرا كه من حسابهم از اين ابا دارد و نه بر شيء به جهت همين و يا به جهت آنكه من را زياده نميكنند در اثبات غرض كه حقتعالى ميفرمايد كه حساب اهل خوض بر متقيان از خوض نيست و ليكن بر ايشانست كه اهل خوض را از آن منع
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 409
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٠٩