تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
و دريا * ( تَدْعُونَه ) * در حالتى كه ميخوانيد نجات دهنده خود را * ( تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً ) * از روى آشكارا و پنهان و يا در حالتى كه آشكارا كنندگانند آن خواندن را بزارى و پنهان كنندگان از مردمان و بنا بر اينمعنى ( تضرعا و خفية معلنين و مسرين ) است و بر قول اول منصوب است بتمييز اى اعلانا و اسرارا مراد آنست كه بآشكارا و نهان بلسان و جنان او را ميخوانيد تا آن شدايد و اهوال را از شما زايل گرداند و قوله * ( لَئِنْ أَنْجانا ) * بر ارادهء قولست يعنى ميگويند كه اگر نجات دهد خداى ما را * ( مِنْ هذِه ) * از اين شدت و محنت * ( لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ) * هر آينه باشيم از شكر گويندگان بر نعمت نجات آيه دليل است بر آنكه تضرع و اخفا در دعا سنت است و روزى آن قدر كه كفاف باشد و در خبر است كه آن حضرت بر جمعى بگذشت كه آواز خود را در دعا برداشته بودند فرمود كه انكم لا تدعون اصم و لا غايبا اما تدعون سميعا قريبا بدرستى كه شما نه ميخوانيد كر و غايب را بلكه ميخوانيد شنونده و نزديك را پس آواز خود را فرو خوابانيدند * ( قُلِ اللَّه يُنَجِّيكُمْ ) * بگو اى محمد ( ص ) خداى نجات مىدهد شما را * ( مِنْها ) * از اندوه ظلمات بر و بحر * ( وَمِنْ كُلِّ كَرْبٍ ) * و از هر اندوه و غمى كه غير آن باشد * ( ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ ) * پس شما باز بشرك رجوع ميكنيد و بعهدى كه كرده‌ايد وفا نميكنيد وضع تشركون در موضع تشكرون تنبيه است بر آنكه هر كه شرك آورد در عبادت خدا گوييا اصلا او را نپرستيده بعد از آن انذار و تهديد قوم مىكند بر وجه احتجاج و ميفرمايد كه * ( قُلْ هُوَ الْقادِرُ ) * بگو او است توانا * ( عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ ) * بر آنكه فرستد بر شما * ( عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ ) * عذابى از زبر شما چون طوفان كه بقوم نوح و حجاره كه بر امم سابقه مانند قوم لوط و اصحاب فيل * ( أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ ) * ياء ذابى از زير قدم شما چون آل فرعون كه در آب غرق شدند يا قارون كه به زمين فرو رفت و گفته‌اند عذاب فوق حكام ظالماند ( و من تحت ارجل ) بندگان و خدمتكاران بد معاش و اين قول ابن عباس است و مروى از ابى عبد اللَّه عليه السّلام و يا من فوق كباير قومند و من تحت صغاير ايشان * ( أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً ) * يا درآميزد شما را با هم گروه گروه و هر گروهى را سودايى و تمنايى و آرزويى و مدعايى بخلاف آن ديگر تا آن مخالفت بمقاتله انجامد و همه در هم افتند اصل لبس اختلاط است يقال ( لبس عليكم الامر اى خلط بعضكم على بعض و لابست الامر خالطته ) مراد آن است كه به جهت فرط عناد و انكار شما را با نفس خود گذارد و طريق الطاف از شما مسدود سازد تا شيطان بر