تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ و بعد از آن اعلام رسول خود مىكند كه قطع طمع از ايمان اهل شرك كن كه ايمان نخواهند آورد و مىفرمايد كه * ( وَإِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ ) * و اگر چنانست كه بزرك مينمايد يعنى گران و دشوار است بر تو * ( إِعْراضُهُمْ ) * روگردانيدن ايشان از قبول دين حق و امتناع ايشان از اتباع تو * ( فَإِنِ اسْتَطَعْتَ ) * پس اگر مىتوانى * ( أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الأَرْضِ ) * آنچه بجويى سوراخى در زمين يعنى منفذى كه بر آن در آيى تا بجوف ارض رسى * ( أَوْ سُلَّماً فِي السَّماءِ ) * يا بالا روى بنردبانى در آسمان و بر آن جا برائى * ( فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ ) * پس به يارى آيهء ملجيه را بايشان تا به جهت آن ملجأ شده ايمان آرند پس چنان كن و در انوار گفته كه فى الارض صفت نفقا است و فى السماء صفت سلما و جايز است كه متعلق باشد بتبتغى يا حال باشد از ضمير مستكن و جواب شرط محذوف است تقدير اينكه فافعل و مقصود از آن بيان فرط حرص آن حضرت بر اسلام قوم خود بر وجهى كه هر آيتى كه اقتراح مىكردند در صدد آن بود كه بايشان آورد يعنى اگر قدرتى ميداشت كه آيتى را كه ملجأ سازندهء ايشان باشد بايمان از تحت ارض يا از فوق سما بياورد البته آن را بايشان ميآورد به جهت فرط رجا بايمان ايشان * ( وَلَوْ شاءَ اللَّه ) * و اگر خواستى خداى و حكمت او مقتضى الجاء و اكراه ايشان بودى بر ايمان و قهر و جبر ايشان بر آن * ( لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى ) * هر آينه جمع كردى ايشان را بر هدايت بآيات ملجئه و مكرهه و ليكن نمىكند به جهت خروج آن از تحت حكمت يعنى چون حكم الهى مقتضى آنست كه ايشان از روى اختيار ايمان آرند نه بر وجه اجبار و ايشان به جهت عناد و جحود و فرط استكبار نظر در آيات تو نمىكنند و تأمل در آن نه مىنمايند و بر وجه تعنت و اقتراح از تو آيات مىطلبند نه به قصد اهتدا و رشاد پس حكمت الهى چنان اقتضا مىكند كه آنها را در وادى خذلان گذاشته نظر لطف را از ايشان بردارد و بر وجه الجاء ايشان را بر ايمان ندارد چه اين منافى تكليف است و موجب سقوط استحقاق ثوابى كه متفرعست بر تكليف و اگر خداى دانستى كه آيتى و دلالتى هست كه ايشان نزد آن ايمان آرند به اختيار خود بر او واجب بودى كه اظهار آن كند و حال آن كه هرگز به اختيار خود ايمان نيارند اگر چه جميع آيات بايشان نمايى كما قال وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ و چون چنين است * ( فَلا تَكُونَنَّ ) * پس مباش * ( مِنَ الْجاهِلِينَ ) * از نادانان به آنكه ايمان اجبارى منافى حكمت است يا جزع مكن در موضع صبر و حريص مباش در چيزى كه واقع نشود تا حال تو به حال جهال متقارب نگردد چه