كه معاصر آن حضرت بودهاند و آنهايى كه بعد از آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله پيدا شدهاند و مىشوند و بر آنكه حقتعالى مؤاخذه نكند هر كه را به او نرسيده باشد كه پيغمبر ( ص ) مبعوث شده و قرآن بر او نازل گشته از حضرت رسالت ( ص ) مرويست كه
بلغوا عنى و لو اية
برسانيد از من قرآن را و لو يك آيه باشد و هر كه را يك آيه به او رسيده باشد فرمان خداى به او رسيده باشد و مقاتل گفته كه هر كه قرآن به دو رسيده حضرت رسالت ( ص ) نذير او است محمد بن كعب قرطبى روايت كند كه هر كس كه قرآن به او رسيده هم چنان باشد كه رسول ( ص ) را ديده و از او شنيده و حسن بصرى در تفسير خود آورده كه حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه
من بلغه انى ادعو الى ان لا إله الا اللَّه فقد بلغه
يعنى آن حضرت فرمود كه هر كه به او رسد كه من دعوى مىكنم كه نيست هيچ خدايى مگر معبود به حق و خداوند مطلق پس دعوت به او رسيده و حجت بر او لازم شده و در تفسير عياشى از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلام نقل كرده كه من بلغ به اين معنى است كه تا به قرآن انذار كنم من و هر كه رسيده است به او كه امام باشد از آل محمد ( ص ) چه امام به قرآن انذار مىكند هم چنان كه حضرت رسالت ( ص ) به آن انذار فرموده و بنا بر اين قوله و من بلغ در موضع رفع است كه عطف باشد بر ضمير انذر و در آيه دلالت است بر آنكه جايز است اطلاق شىء بر خدا چرا كه جواب * ( قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً ) * اينست كه قل اللَّه و معنى شىء هر چيزى است كه صحيح باشد كه آن را بدانند و خبر از آن دهند چه حقتعالى شيء است ( كالاشياء ) به اين معنى كه معلومى است ( لا كالمعلومات التي هى الجواهر و الاعراض ) و اشتراك در اسم موجب تماثل نيست و فى قوله من بلغ دلالت است بر آنكه حضرت رسالت ( ص ) خاتم انبيا است و مبعوث است بكافهء انام بعد از آن بر سبيل توبيخ و انكار و استبعاد مىفرمايد كه * ( أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ ) * آيا شمائيد كه گواهى ميدهيد * ( أَنَّ مَعَ اللَّه ) * آنكه با خدايست * ( آلِهَةً أُخْرى ) * خدايان ديگر يعنى بتان * ( قُلْ لا أَشْهَدُ ) * بگو من بارى گواهى نميدهم بدين كه شما گواهى ميدهيد * ( قُلْ ) * بگو بلكه گواهى مىدهم كه * ( إِنَّما هُوَ ) * جز اين نيست كه او * ( إِله واحِدٌ ) * خدائيست يگانه و من بر اين وجه گواهى مىدهم * ( وَإِنَّنِي بَرِيءٌ ) * و بدرستى كه من بيزارم * ( مِمَّا تُشْرِكُونَ ) * از آنچه شرك ميآوريد بوى از اصنام و غير آن
از اول سوره تا اينجا احتجاجست بر مشركان مكه بعد از اين آغاز حديث مىكند با اهل كتاب و ميفرمايد كه * ( الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ ) * آنها را كه دادهايم آنها را كتاب يعنى تورية و انجيل را * ( يَعْرِفُونَه ) * ميشناسند رسول خداى را بحليه و صفتى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٧١