كه در تورية و انجيل است * ( كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ ) * هم چنان كه ميشناسند پسران خود را بحلية و صفت ايشان ابو حمزهء ثمالى روايت كرده كه چون حضرت رسالت ( ص ) به مدينه آمد عمر از عبد اللَّه بن سلام پرسيد كه معرفت شما مر حضرت پيغمبر ( ص ) را كه خداى تعالى از آن خبر ميدهد كه همچون معرفت شما است بفرزندان بر چه وجه ميتواند بود ابن سلام گفت من او را بنعتى و صفتى كه در تورية نوشته است شناختم و بيقين دانستم كه او پيغمبر خداست هم چنان كه يكى از ما ميشناسد پسر خود را در ميان پسران خود و به خدا سوگند كه من برسالت پيغمبر ( ص ) متيقنترم از آنكه به صحت نسب پسر خويش چه اين را حقتعالى بما خبر داده در كتاب خود كه تورية است و اما آن را معلوم نداريم كه زنان چه در ساختهاند و چه كرده اند عمر گفت كه خدا توفيق رفيق تو كرده است عبد اللَّه فقد اصبت و صدقت پس از حال كسانى كه با وجود تيقن ايشان به صحت نبوت آن حضرت اعتراف به آن نميكنند خبر ميدهد كه * ( الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ) * آنان كه زيانكار شدند در نفسهاى خود از اهل كتاب و غير ايشان از مشركان * ( فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ) * پس ايشان ايمان نميارند و اعتراف نمينمايند بصدق محمد ( ص ) به جهت فرط عناد و جحود با وجود آنكه متيقناند در نفس خود كه وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوًّا پس بر سبيل جحد و توبيخ و تهجين باشراك مىفرمايد كه * ( وَمَنْ أَظْلَمُ ) * و كيست ستمكارتر * ( مِمَّنِ افْتَرى ) * از كسى كه افترا كند باشراك و ببندد * ( عَلَى اللَّه كَذِباً ) * بر خداى دروغ را به آنكه ملائكه دختران ويند و بتان ما را نزد او شفيع خواهند بود * ( أَوْ كَذَّبَ بِآياتِه ) * يا تكذيب كنند آيات او را كه قرآنست و آن را سحر و شر و كهانت نام نهند و ذكر او با آنكه ايشان جامع اين هر دو امر بودند تنبيه است بر آنكه هر يك از اين امرين بتنهايى رسيده است بنهايت افراط در ظالم بر نفس خود يعنى هر كس كه قايل يكى از اين دو امر است ظالمترين مردمان است بنفس خود * ( إِنَّه لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ) * بدرستى كه شأن و قصه اين است كه رستگار نشوند ستمكاران كه اظلمى از آنها نباشد در كفر و جحود و انكار * ( وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ) * منصوب است بمضمر و تقدير اينست كه و يوم نحشرهم كان كيت و كيت و حذف آن به جهت بقاى كلام است بر ابهام كه ادخل است در تخويف و تهويل و يا آنكه منصوب است با ذكر مقدر يعنى ياد كن روزى را كه حشر كنيم همهء ايشان را از عابدان و معبودان * ( ثُمَّ نَقُولُ ) * پس
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 372
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٧٢